چند شاتی
PART : ۶
رسیدیم اتاق تهیونگ دیدم زده همه چیز رو شکسته و دست وردار هم دیست از پشت دست هاش رو گرفتم گفتم:
هعی هعی اروم باش پسر یه خودت بیا چی شده
ته: چی شده هه هیچی مردیکههههههه زده دختر رو سیاه هو کبود کردهههه ( عربده)
جیمین : اروم باش خیل خوب همه چی درست میشه
ته: گوش کنین میرید اون مرتیکه رو تا ۲ روز دیگه میارید اینجا و گرنه خودم اونو میکشمممم
ویو ته
کوک : خیله خوب دیگه خفههه شو ا/ت داره نگاه میکنه
یه نگای کردم دیدم ا/ت دم در اتاقش وایستاده داره گیریه میکنه
ته: ا..ا/ت
برگشت که بره تو اتاقش
ته: ا/ت برگرد( عربده)
ا/ت به لرزه افتاد
جونگکوک یواش طوری که ا/ت نفهمه گفت:
کوک: هیسسس پسر اروم داری میترسونیش
ته : پسرا میشه برید بیرون
کوک و جیمین: باشه
ته: ا/ت بیا بالا
ا/ت سر جاش وایستاده بود و میلرزید
ته: ا/ت گفتم بیا بالا نترس کاریت ندارم
ا/ت با ترس و لرز داشت میرفت بالا
ا/ت امد داخل اتاق و من درو بستم و نشستم رو تخت و با دستام سرم رو گرفتم
ته: ا/ت من معذرت میخوام که سرت داد زدم
ا/ت : هق هق
از رو تخت بلد شدم و رفتم بغلش کردم
ته : هیس کوچولو دیگه نمی زارم کسی بهت آسیب بزنه
ویو ا/ت
اون اون الان منو بغل کرد
ولی نمیدونم من عاشقش شدم
اره عاشقش شدم
+ : ت. تهیونگ من میتونم برم می خوام بخوابم
ته : شام نمی خوری؟
+ : نه ممنون
ته : باشه برو کاری داشتی به اجوما بگو
ا/ت : اهوم
ویو ته
ا/ت رفت تو اتاقش رفتم پایین پیش پسرا و به خدمت کارا گفتم اتاق رو جمع کنن
ته: ببخشید پسرا
کوک : اووو ببین کی داره معذرت می خواد پسر نگران نباش همه چی درست میشه
ته : ه باشه
جیمین : ااا تهیونگ
ته: بله
جیمین : یه خبر برات دارم که هم جنبه خوب داره هم بد
ته : بگو
جیمین: درباره مادره ا/ت هست
کوک: اون مرده درست میگم
ته : اره
جیمین : پسرا این فیلم رو ببینین
ته : این چیه
جیمین : به شوگا و جیهوپ سپردم در باره اون موضوع قطل مادرش بیشتر تحقیق کنن چون بنظرم مشکوک میآمد... و خب اون اصلا در اثر تصادف نمرده بلکه از اونجایی که پسرا دوربین های امارت جانگ رو حک کردن این رو فهمیدن که جانگ به خاطر اینکه مادر ا/ت برای حفاظت از ا/ت می خواسته جانگ رو لو بده جانگ هم اونو کشته
[ پسرا فیلم رو نگاه کردن ]
ته: نه نه این چطور ممکنه
جیمین: ته تو اون دختر رو نجات دادی
کوک : چه طور یه آدم ممکنه انقدر بی رحم باشه
ته: نمی دونم ولی الا میدونم که اگه جانگ به خواد ا٪ت رو ازم بگیره منم همه چی رو نمیگم تا ا/ت بفهمه پدرش کیه و من آدم بده ماجرا نیستم
جیمین : همین کار رو بکن من فردا شب جانگ رو یه جوری راضی میکنم که به عمارت ت بیاد
ته: اوکی
کوک: پس ما فعلا میریم
جیمین: اره
ته : شب بخیر
و پسرا رفتن
ویو ا/ت
فلش بک فردا صبح
ادامه دارد ....
رسیدیم اتاق تهیونگ دیدم زده همه چیز رو شکسته و دست وردار هم دیست از پشت دست هاش رو گرفتم گفتم:
هعی هعی اروم باش پسر یه خودت بیا چی شده
ته: چی شده هه هیچی مردیکههههههه زده دختر رو سیاه هو کبود کردهههه ( عربده)
جیمین : اروم باش خیل خوب همه چی درست میشه
ته: گوش کنین میرید اون مرتیکه رو تا ۲ روز دیگه میارید اینجا و گرنه خودم اونو میکشمممم
ویو ته
کوک : خیله خوب دیگه خفههه شو ا/ت داره نگاه میکنه
یه نگای کردم دیدم ا/ت دم در اتاقش وایستاده داره گیریه میکنه
ته: ا..ا/ت
برگشت که بره تو اتاقش
ته: ا/ت برگرد( عربده)
ا/ت به لرزه افتاد
جونگکوک یواش طوری که ا/ت نفهمه گفت:
کوک: هیسسس پسر اروم داری میترسونیش
ته : پسرا میشه برید بیرون
کوک و جیمین: باشه
ته: ا/ت بیا بالا
ا/ت سر جاش وایستاده بود و میلرزید
ته: ا/ت گفتم بیا بالا نترس کاریت ندارم
ا/ت با ترس و لرز داشت میرفت بالا
ا/ت امد داخل اتاق و من درو بستم و نشستم رو تخت و با دستام سرم رو گرفتم
ته: ا/ت من معذرت میخوام که سرت داد زدم
ا/ت : هق هق
از رو تخت بلد شدم و رفتم بغلش کردم
ته : هیس کوچولو دیگه نمی زارم کسی بهت آسیب بزنه
ویو ا/ت
اون اون الان منو بغل کرد
ولی نمیدونم من عاشقش شدم
اره عاشقش شدم
+ : ت. تهیونگ من میتونم برم می خوام بخوابم
ته : شام نمی خوری؟
+ : نه ممنون
ته : باشه برو کاری داشتی به اجوما بگو
ا/ت : اهوم
ویو ته
ا/ت رفت تو اتاقش رفتم پایین پیش پسرا و به خدمت کارا گفتم اتاق رو جمع کنن
ته: ببخشید پسرا
کوک : اووو ببین کی داره معذرت می خواد پسر نگران نباش همه چی درست میشه
ته : ه باشه
جیمین : ااا تهیونگ
ته: بله
جیمین : یه خبر برات دارم که هم جنبه خوب داره هم بد
ته : بگو
جیمین: درباره مادره ا/ت هست
کوک: اون مرده درست میگم
ته : اره
جیمین : پسرا این فیلم رو ببینین
ته : این چیه
جیمین : به شوگا و جیهوپ سپردم در باره اون موضوع قطل مادرش بیشتر تحقیق کنن چون بنظرم مشکوک میآمد... و خب اون اصلا در اثر تصادف نمرده بلکه از اونجایی که پسرا دوربین های امارت جانگ رو حک کردن این رو فهمیدن که جانگ به خاطر اینکه مادر ا/ت برای حفاظت از ا/ت می خواسته جانگ رو لو بده جانگ هم اونو کشته
[ پسرا فیلم رو نگاه کردن ]
ته: نه نه این چطور ممکنه
جیمین: ته تو اون دختر رو نجات دادی
کوک : چه طور یه آدم ممکنه انقدر بی رحم باشه
ته: نمی دونم ولی الا میدونم که اگه جانگ به خواد ا٪ت رو ازم بگیره منم همه چی رو نمیگم تا ا/ت بفهمه پدرش کیه و من آدم بده ماجرا نیستم
جیمین : همین کار رو بکن من فردا شب جانگ رو یه جوری راضی میکنم که به عمارت ت بیاد
ته: اوکی
کوک: پس ما فعلا میریم
جیمین: اره
ته : شب بخیر
و پسرا رفتن
ویو ا/ت
فلش بک فردا صبح
ادامه دارد ....
- ۷۵.۰k
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط