1 : 45 a clook
part: 33
____________________
بعد بادیگاردای اون یارو اومدن سمت هان و اونارو جدا کردن و هانو بلند کردن گزاشتن تو ماشین و گازشو گرفتن رفتن
جونگکوک که هنوز عصبی بود برگشت طرف من و اومد جلوم وایساد
خیلی اروم با دستش چونم رو گرفت و صورتم رو چپ و راست و بالا کرد تا ببینه چیزیم شده یا نه
بعد ولم کرد و تو چشمام نگاه کرد
لامصب چشاش سگ داره هاا، سگش داره پاچمو میگیرهه
-:مگه نگفتم مراقب باش
+:مراقب بودم ولی بعد میخواستم برم خونه فکر نمیکردم منتظره برم پایین
-:ولی از این به بعد بیشتر مراقب باش بعد از اینکه پرونده هات تموم شدن میتونی دستو پا چلفتی بازی دربیاری و هر کسی بدزدتت ولی فعلا باید به پرونده ها رسیدگی کنی
بعد از این حرفش از کنارم رد شد و رفت به سمت عمارت و من همینطوری هاج و واج وایساده بودم نگاش میکردم
وا مرتیکه خر، اول رمانتیک بازی درمیاره بعد میگه فعلا بخاطر پرونده ها سعی کن ندوزدنت
ایش، لیاقت نداره
چشمام رو تو حدقه چرخوندم و دیدم جونگکوک خیلی فاصله گرفته و منم که الان ماشین ندارم برم خونم پس بدو بدو رفتم سمتش
+:جئون ما با ماشین متیو اومدیم ماشین ندارم که چطوری برم
-:برو سوئیچ یکی از ماشینارو از متیو بگیر برو
بعد رفتیم تو عمارت و رفتیم پیش متیو
متیو از یه در رو به روی در باشگاه بیرون اومد و در رو قفل کرد
ما اونجا نرفتیم، اونجا اتاق شکنجس؟ چون جونگکوک گفت ببرش اتاق شکنجه
-:بستیش؟
متیو: بله قربان
-:اوکی، سوئیچ مرسدس بنزه رو بده سه اوک بره خونه به یکی از بادیگاردا هم بگو تا خونه اسکورتش کنه هان دوباره سر و کلش پیدا نشه
متیو: چشم قربان
جونگکوک رفت سمت طبقه بالا و متیو کارایی که جونگکوک گفته بود رو انجام داد و من راهیه خونه شدم
پشتم یه ماشینه میومد که یکی از بادیگاردای عمارت بود و تا خونه مراقبم بود
____________________
بعد بادیگاردای اون یارو اومدن سمت هان و اونارو جدا کردن و هانو بلند کردن گزاشتن تو ماشین و گازشو گرفتن رفتن
جونگکوک که هنوز عصبی بود برگشت طرف من و اومد جلوم وایساد
خیلی اروم با دستش چونم رو گرفت و صورتم رو چپ و راست و بالا کرد تا ببینه چیزیم شده یا نه
بعد ولم کرد و تو چشمام نگاه کرد
لامصب چشاش سگ داره هاا، سگش داره پاچمو میگیرهه
-:مگه نگفتم مراقب باش
+:مراقب بودم ولی بعد میخواستم برم خونه فکر نمیکردم منتظره برم پایین
-:ولی از این به بعد بیشتر مراقب باش بعد از اینکه پرونده هات تموم شدن میتونی دستو پا چلفتی بازی دربیاری و هر کسی بدزدتت ولی فعلا باید به پرونده ها رسیدگی کنی
بعد از این حرفش از کنارم رد شد و رفت به سمت عمارت و من همینطوری هاج و واج وایساده بودم نگاش میکردم
وا مرتیکه خر، اول رمانتیک بازی درمیاره بعد میگه فعلا بخاطر پرونده ها سعی کن ندوزدنت
ایش، لیاقت نداره
چشمام رو تو حدقه چرخوندم و دیدم جونگکوک خیلی فاصله گرفته و منم که الان ماشین ندارم برم خونم پس بدو بدو رفتم سمتش
+:جئون ما با ماشین متیو اومدیم ماشین ندارم که چطوری برم
-:برو سوئیچ یکی از ماشینارو از متیو بگیر برو
بعد رفتیم تو عمارت و رفتیم پیش متیو
متیو از یه در رو به روی در باشگاه بیرون اومد و در رو قفل کرد
ما اونجا نرفتیم، اونجا اتاق شکنجس؟ چون جونگکوک گفت ببرش اتاق شکنجه
-:بستیش؟
متیو: بله قربان
-:اوکی، سوئیچ مرسدس بنزه رو بده سه اوک بره خونه به یکی از بادیگاردا هم بگو تا خونه اسکورتش کنه هان دوباره سر و کلش پیدا نشه
متیو: چشم قربان
جونگکوک رفت سمت طبقه بالا و متیو کارایی که جونگکوک گفته بود رو انجام داد و من راهیه خونه شدم
پشتم یه ماشینه میومد که یکی از بادیگاردای عمارت بود و تا خونه مراقبم بود
- ۲۰.۱k
- ۲۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط