𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆

𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆

Part 3

ماشین مشکی جلوی عمارت بزرگ جونگکوک متوقف شد

آرین از ماشین پیاده شد و نگاهی به ساختمون انداخت

این همون جایی بود که قبلا چند بار برای مذاکره واردش شده بود اما هیچ‌وقت تصور نمی‌کرد روزی قرار باشه به عنوان نامزد رئیس این عمارت واردش بشه

جونگکوک کیفش رو برداشت و به یکی از محافظ‌ها داد

اتاقش رو آماده کردین؟

محافظ سرش رو پایین آورد

بله قربان

جونگکوک رو به آرین کرد

بیا بریم داخل

آرین بدون حرف دنبالش راه افتاد

به محض ورود چند نفر از کارکنان بهشون خوش‌آمد گفتن

جونگکوک رو به یکی از خدمتکارها گفت

از این به بعد مراقب باشین کسی بدون اجازه وارد اتاق خانم نشه

چشم قربان

آرین نگاه کوتاهی بهش انداخت و بعد به سمت پله‌ها رفت

چند دقیقه بعد وارد اتاق شد و در رو بست

به محض اینکه مطمئن شد کسی اطرافش نیست گوشی کوچیکش رو از جیب لباسش بیرون آورد

چند تماس از دست رفته از افرادش داشت

با صدای آروم تماس گرفت

منم

صدای مردی از اون طرف خط اومد

رئیس بالاخره کجایین همه نگران شدن

آرین به سمت پنجره رفت

فعلا بیمارستان بودم الانم توی عمارت جونگکوکم

چی؟ شما پیش دشمنین؟

آرین با خونسردی جواب داد

فعلا باید همین‌جا بمونم هیچ‌کس حق نداره بدون دستور من اقدامی کنه

اما رئیس

گفتم هیچ اقدامی نکنین

چشم رئیس

آرین تماس رو قطع کرد و گوشی رو پنهان کرد

چند لحظه بعد صدای در بلند شد

بفرمایید

جونگکوک وارد شد و نگاهش روی آرین ثابت موند

اتاق مناسبیه؟

آرین به سمتش برگشت

قابل قبوله

جونگکوک دست‌هاش رو توی جیبش گذاشت

خوبه از امروز اینجا خونه توئه

آرین با آرامش جواب داد

فقط تا وقتی که لازم باشه

جونگکوک لبخند محوی زد

هرطور راحتی

بعد از چند ثانیه ادامه داد

امشب جلسه‌ای دارم ممکنه دیر برگردم اگه چیزی لازم داشتی به محافظ‌ها بگو

آرین سر تکون داد

باشه

جونگکوک به سمت در رفت

قبل از بیرون رفتن مکث کرد

آرین

نگاهش کرد

مراقب خودت باش

در بسته شد

آرین چند ثانیه به در خیره موند

بعد به سمت میز رفت و اسلحه کوچیکی رو که داخل کشوی مخفی گذاشته بود بیرون آورد و با دقت بررسیش کرد

هنوز نمی‌دونست چرا جونگکوک اینقدر راحت پذیرفته بود که حافظه‌ش رو از دست داده

اما فعلا مهم‌ترین چیز این بود که باید از نقشش محافظت می‌کرد

چون توی این بازی هر اشتباهی می‌تونست براش گرون تموم بشه



#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۰)

فیک:بابای سخت گیر من " part 13[ماشین جلوی عمارت توقف کرد. سو...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 3صدای قدم های تند توی راهروی بیمارستا...

پارت پنجمبعد از مدرسه جونگکوک: خدافظ جیمین مراقب خودت باش جی...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁹ویو: جونگ‌کوکوارد اتاق کارم شدم ...

**پارت ۳۵**اوجِ این طوفانِ وحشی و خشونتِ عریانی که توی اتاق ...

🖤 OBSESSION | وسواسپارت شانزدهم: چیزی که نباید می‌دیدجونگ‌کو...

چند پارتیپارت ۱عمارت جئون در سکوت مرگباری فرو رفته بودهمه می...

(debt (part 2

🍷 شراب قرمزقسمت هشتم: در تاریکیچراغ‌ها ناگهان خاموش شدند.تما...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟐صدای انفجار هنوز توی ساختمان می‌پیچید....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط