{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ه دوباره همان چشم ها

ه دوباره همان چشم ها
که زمانی مرا چنان عاشقانه سلام می داد
و دوباره همان لبها
که زندگی ام را شیرین می کرد
و دوباره همان صدا
صدایی که زمانی چنان مشتاقانه می شنیدم اش
فقط من همان نیستم که بودم
به خانه بازگشته ام اما دگرگون
از بازوان سفید و زیبایش
که سفت و عاشقانه به دورم می پیچید
به قلبش رسیده ام
به احساسات راکد و بی حوصله

هاینریش هاینه
دیدگاه ها (۱۲)

گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشیدنه برای اینکه دیگرا...

چه بر سر من آمدهدیگر از دوریت نمی ترسماز اینکه نیستیو از ترس...

،

!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط