{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ه دوباره همان چشم ها

ه دوباره همان چشم ها
که زمانی مرا چنان عاشقانه سلام می داد
و دوباره همان لبها
که زندگی ام را شیرین می کرد
و دوباره همان صدا
صدایی که زمانی چنان مشتاقانه می شنیدم اش
فقط من همان نیستم که بودم
به خانه بازگشته ام اما دگرگون
از بازوان سفید و زیبایش
که سفت و عاشقانه به دورم می پیچید
به قلبش رسیده ام
به احساسات راکد و بی حوصله

هاینریش هاینه
دیدگاه ها (۱۲)

The Joke That Broke Us

شاهکاری به نام دروغ

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

قاب احساس. پارت ۱

پارت: 22 (بخش1) **زاویه دید: زین**نفس کشیدن تو اون هوا رسماً...

چند پارتی پارت ۱عمارتِ جونگ‌کوک همیشه بویِ سردِ باروت و بویِ...

نمیبخشمت p.23

آه دوباره همان چشم هاکه زمانی مرا چنان عاشقانه سلام می دادو ...

آه دوباره همان چشم هااثری از:فرشته وزیری نسب هاینریش هاینهآه...

آه دوباره همان چشم هااثری از:فرشته وزیری نسب هاینریش هاینهآه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط