روز خداحافظی

روز خداحافظی

چشم‌های به در خداحافظ
لحظات سحر خداحافظ
روزهای مقدس رمضان
لحظه‌های غریب تا به اذان
حال و احوال قبل افطاری
قدرهای بلند بیداری
چقدر مانده‌ست تا ساحل
رمضان رفت ای دل غافل
رمضان رفت کوله بارت چیست؟
نکند جز گناه در آن نیست؟
شب بیست و نهم بخوان و بسوز
به خودت آمدی در این سی‌روز
کاری اصلا برای دل کردی؟
باید امشب به خویش برگردی
روزها را مرور کن آری
حاصلت چیست از چه بیزاری؟
از گناه و دروغ و صد رنگی؟
ای بمیری که مایه ننگی
ای بمیری من ِ دروغ و ریا
شب آخر شده به خویش بیا
دست بردار از دغل بازی
به چه چیزت هنوز می‌نازی
به گناهان بیشتر ز حدت؟
به فریب و به کارهای بدت؟
راه را اشتباه برگشتی
باز هم با گناه برگشتی
داشتی سوی دوست می‌رفتی
آه با یک نگاه برگشتی
نفس بیچاره کرده‌است‌ تو را
شب آخر شده به خویش بیا
راه باز‌است تو نمی‌بینی
میوه‌ی بغض را نمی‌چینی
خویشتن را بشوی پس با اشک
دست بر دامن تو ام یا اشک
اشک‌ تنها چراغ این راه است
از مسیر درست آگاه است
دست خود را بده به دست چراغ
تا کبوتر شود دوباره کلاغ
تا پر و بال در حرم بزند
توی باب الرضا قدم بزند
دیدگاه ها (۲)

#عشق در نگاه او part 5 ویو سالی@داشتیم با سوزا خوراکی می خود...

پارت ۶

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 24نگهان..... چراغ‌ های مدرسه یکی...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

Part:1🥀با افتادن هر کارت بر روی میز جان،خانواده،اموال،آن فر...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 9سرباز 1: هوی چرا کشتیشسرباز 2:...

فصل دوم :تا وقتی که عاشقت شدم

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

🥀💚 **عنوان: «آخرین خداحافظی؛ وقتی ایزوکو میدوریا به میدان نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط