رمان عشق مافیای من پارت21🔞🌸

+من تحمل درد ندارم چه برسه یکی مثل اون🤧
_ا/ت بیا بغلم اینقد گریه نکن
+ها جون کمکم کن لطفا🥺
_(لبش میلرزید از ترس خاستم آروم بشه پس بوسیدمش)
+گریه هام بین بوسه هاش محو شد واقعا آروم شدم
×ببین شمارمونو داری هر چیزی شد فقط زنگ بزن
+ممنونم پسرا🥺😊
_خاهش میکنم بیبی اشکاتو پاک کن و برو پیشش
×بیا یکمی هات باش حیفه این استایلته اینجوری کنی😉😂
+یاااا😒😁
بغلشون کردم و خداحافظی کردم با ترس رفتم توی ماشین نشستم....
☆اونا کاپتن؟
+نـ نه دوستن
بینم گرل با*کره ای؟
+بـ بله (بغض توی گلوم بود ولی سعی کردم جلوشو بگیرم و همینجور که هانول گفت هات باشم تا ازم راضی باشن)
☆(همونجوری که لمسم میکرد گفت) پس قراره خیلی خوش بگذره بیبی گرل😈
✧دقیقاااا 😈همین الانم داغ شدم
+آقا میشه امشب رو....
☆آقا نداریم بیبی، ددی
+ببخشید ددی
✧چی داشتی میگفتی بیبی؟
+ددی مم من امشب نمیتونم باهاتون بخابم😔
✧دوباره تکرار کن.. 😠
☆یا سونگ جین فعلا ولش کنیم تازه اومده وقت هست
✧😤
+آقا ... ببخشید حواسم نبود،،،، ددی میتونم یه خاهش ازتون بکنم؟
✧بگو
☆ببین اسمامونو بگو بدونیم با کی حرف میزنی
+چشم ددی جی هون...... میشه لطفا هانول و ها جون رو بیارید پیش خودتون سرکار؟ لطفااا
☆چرا؟
+همینجور به خاطر من بیکار شدن
☆چرا به خاطر تو؟
+بعدا توضیح میدم براتون
✧خب ما میتونیم تا همون موقع که تو توضیح بدی فکر کنیم
☆خب میتونی رسیدیم عمارت توضیح بدی
+چـشمم(کاش میشد این لکنت مسخره رو تموم کنم ولی نفس کم میاوردم و نمیشد)
...
رسیدیم به عمارت (یه عمارت سفید براق با تزیین و گل کاری خیلی قشنگ که خیلی بزرگ بود و یه حیاط خیلی بزرگ داشت و حتی بیشتر قسمتای خونه رو نمیشد ببینم...)
☆بیا داخل بیبی
✧خوش اومدی بیبی گرل
+(خیلی رو مخم بود که به دو نفر بگم ددی ولی تنها امیدواریم این بود که هر دو باهم منو....😞) بیخیال.... ممنونم🙂
✧چی بیخیال؟ 😐
+چی؟ آها اون🤐هیچی داشتم فکر میکردم
✧باشه
+(جی هون داشت همینجور منو نگاه میکرد و هیچی نمیگفت منم سرمو انداخته بودم پایین و منتظر بودم تا اون بره داخل بعدش من برم برای همینم بیشتر موذب شدم احساس اونایی که توی جاده برای خاب با بقیه میمونن و دارم خیلی بده😞)
سونگ جین رفته بود داخل....
...
#کیدراما #کیپاپ #زیبای_حقیقی #مونبین #بی_تی_اس #بلک_پینک #کوک #جیمین #تهیونگ #شوگا #جیهوپ #جین #نامجون #کره #جنی #لیسا #رزی #جیسو #پری_وزنه_بردار #قاشق_طلایی #قانون_پدرا #چالش #فلاور_دنس #آهنگ #سرگرمی #عاشقان_ماه #سرگرمی #باحال #زندگی #بازیگران #خوانندگان
دیدگاه ها (۱)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

گل خونی پارت 43(خطر اسمات)تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک ...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

عشق سوری پارت 9ویو کوک باید برم دنبال اون دختره اوفففف رفت د...

سناریو bts(وقتی گردنشو میبوسی)«نامجون: اوممم عاشقتم تو خیلی ...

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

پارت سه لونا: بیاین داخلویو لونا همشون اومدن داخل و مشغول حر...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط