{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل خونی

گل خونی
پارت 44

تهیونگ نوشت
اگر جرعت داری به جونگکوک دست بزن تا زندت نزارم

ناشناس
شما کی باشین

تهیونگ
دوست پسر همونی که بهش داری پیام میدی

ناشناس
تهیونگ

تهیونگ
بله خودمم

ناشناسه تا فهمید تهیونگه دیگه بیام نداد

- کیع

+ هیچکی

- پس یک ساعت توی گوشی من باکی چت میکنی

+ فضولی نکن

- میدونی اونی که دستته گوشی منه

+ نه نیست

یک دفع گوشی جونگکوک زنگ خورد

- گوشی رو بده به من

+ نخیر

تهیونگ گوشی رو ورداشت

+ الوو

: الووو سلام جونگکوک هست

+ ارع شما

: دوست پسرشم

+ چی

: بابا الکی گفتم دوستشم میشه گوشی رو بهش بدی

+ نه کارتو بگو

:  بهش بگو میتونه امروز همو ببینیم

+ نه نمیشه

: چرا

+ چون پاش درد میکنه نمیتونه راه بره

- کیع که داری درمورد من حرف میزنی

+ دوستته

- ها

: اونوقت چرا باید پاش درد کنه یا نتونه راه بره

+ چون

- تهیونگ ساکت شو

تهیونگ گوشی رو قطع کرد رفت سمت جونگکوک

+ چی گفتی

- هیچی

+ افرین

- جین چی گفت

+ گفت امروز جونگکوک میتونی بره پیشش منم گفتم نه

- چرا

+ چون پات درد میگیره و نمیتونی راه بری

- عزیزم

+ بله

- خواهش میکنم میتونم راه برم

+ خودتو ناز نکن نمیزام

- ددی

+ بله

- بزار دیگه حوصلم سر رفته  میخوام برم پیش دوستم

+ باشه فقط این دفع

- مرسی عزیزم ( رفت لوپ تهیونگ و بوسید )

+ بیا بریم یک چیزی بخوریم بعد اماده شو میبرمت

- باشع

جونگکوک و تهیونگ رفتن پایین صبحانه خوردن بعد هم جونگکوک آماده شود رفتن سوار ماشین شودن .......
دیدگاه ها (۰)

🖤 پارت بیستم | پروندهلانا با ترس گفت:— پرونده‌ی من یعنی چی؟د...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓𝟏*الو.. ... *عامم بله خودمم اتفاقی افتاده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط