{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو صلیبی و من از عشق تو آویزانم

تو صلیبی و من از عشق تو آویزانم
تو طلوع ظفری ، من شب بی پایانم

تو فراینده ی حسی ، همه ی احساسی
تو خود شعری و من گم شده در اوزانم

ملکوت غزلی ، شور شب معراجی
تو خود عرشی و من فرش ته دالانم
سهمِ چشمم نیستی اما گرفتار توأم

جرعه نوشِ چشمهایِ سبز و بیمارِ توأم

قطره قطره شبنمِ غم میچکد از چشمِ تو
عطرِ گل های بهاری! ، همچنان خارِ توأم؟

کور شد چشمِ تماشای من، اما تا ابد
گوشه ی کنعانِ دل، در فکرِ دیدارِ توأم

کلبه ی امّیدِ قلبم بودی و اکنون فقط
نا امیدی خفته در اندوهِ آوارِ توأم

تکیه گاهِ روزهای بیکسی! ، یادت به خیر
بعدِ تو یک روحِ سرگردان، به دیوارِ توأم

کاش چون پاییز میماندی کنارِ دفترم
بی وفا دلخسته از سرمایِ بسیارِ توأم

من نمی دانم چرا دیگر کنارم نیستی
در شگفت از نحوه ی برخورد و رفتار توأم

صحبتِ یک عمر اندوه است، عمرم! ، صبر کن
نازنین! ، تلخی نکن، تندی نکن، یارِ توأم
دیدگاه ها (۵)

تو صلیبی و من از عشق تو آویزانم تو طلوع ظفری ، من شب بی پایا...

سهمِ چشمم نیستی اما گرفتار توأمجرعه نوشِ چشمهایِ سبز و بیمار...

سهمِ چشمم نیستی اما گرفتار توأمجرعه نوشِ چشمهایِ سبز و بیمار...

سهمِ چشمم نیستی اما گرفتار توأمجرعه نوشِ چشمهایِ سبز و بیمار...

ای بیت بیتِ تارِ مویت شعر !محجوبه‌ی اشعارِ عریانم !وا کن گره...

...اینجا برای خواندن غزل از عشق مجال نیستتو‌ نیستی و‌عاشقانه...

با توام مرگِ پس از زنده به گوری و جنونبا توام گوش بده حرف زی...

𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬p30پس لطفاً سعی نکن ترک هات رو با چسب درست کنی،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط