گفت میدانی چرا چادری شدم؟ گفتم: چه می‌دانم، لابد این‌طوری

گفت میدانی چرا چادری شدم؟ گفتم: چه می‌دانم، لابد این‌طوری خوش‌تیپ تری! گفت: نچ! گفتم: خب لابد فهمیدی این‌طوری حجابت کامل‌تره مثلاً! گفت: نچ! گفتم: ای بابا! خب لابد عاشق یکی شدی، اون گفته اگه چادر بپوشی بیشتر دوستت دارم!! گفت: نزدیک شدی! گفتم: آها!! دیدی گفتم همه‌ی قصه‌ها به ازدواج ختم می‌شوند؟ دیدی!! گفت: برو بابا… دور شدی باز گفتم: خب خودت بگو اصلاً گفت: یک جایی شنیدم چادر، لباس “حضرت زهرا”ست، خواستم کمی شبیه “حضرت زهرا ” باشم..
دیدگاه ها (۲)

Cruel Love پارت ۹$:می‌خوایم بریم سفر یه هفته ای &:یعنی تو تو...

جنگل نفرین شده پارت ۶

پارت آخر «حسود کوچولوی جذابم» 🍓🎀🌒ویو لناماشین رو جلوی خونه پ...

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 9 | چیزی که اسم نداشتروزها یکی پس از دیگری می‌...

𐙚 پارت ¹ | ویو نامراروی نیمکت نشسته بودم. هوا خنک بود و باد ...

پشت نگاه سردت .... پارت 24 𐙚🦋 ویو تهیونگ 🦋وقتی به مدرسه رسید...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

متیو و دختری از جنس دریا p4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط