شانه ات را دیر آوردی

شانه ات را دیر آوردی
سرم را باد برد

خشت خشت و آجر آجر،
پیکرم را باد برد


من بلوطی پیر بودم
پای یک کوه بلند

نیمم آتش سوخت
نیم دیگرم را باد برد😔 ☝ ️
دیدگاه ها (۱)

مربی موتور سوار

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴¹ویو: جونگ‌کوکدو روز بود که نخواب...

تکپارتی جونگکوک.و ا/ت..

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

Part 2

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

THE FIRST KISSPART: 5تهیونگ: میتونم عشقتو به خودم حس کنم تو...

پارت ۴

Part:441ساعت نیم بعدویوات:بعد از 2 ساعت بالاخره به خونه رسید...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇16ویو هویج:چند روز از ورود لی یان به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط