عشق (پارت ۷۶)

جیمین: *خنده* خب همکارمههههه
مینجی: همکارته روش کراش بودی
جیمین: *میخنده* مال قبله
مینجی: خدارو شکر اون رو نامی کراشه
جیمین: *خنده *
میره آماده میشه و بعد از بوسه طولانی که رو لبام میذاره میره سمت در
مینجی: خدافظ عزیزم مواظب باش
جیمین: بای *بوس هوایی و میره*
بعد از یه ساعت میشینم مصاحبه رو میبینم.

// ویو راوی //
// مصاحبه //
مجری: سلام خدمت شما عزیزان امروز یه مصاحبه داریم با بزرگترین بند بوی جهان
همه تشویق میکنن و پسرا میان رو استیج و یکی از آهنگاشونو میخونن
بعد از سلام و احوالپرسی
مجری : میدونیم که آقای کیم و پارک یه سالی میشه که متاهلن
همه دست میزنن
مجری: آقای کیم شما چجوری با همسرتون آشنا شدین؟
ته: خب......تو فن ساین برای اولین بار دیدمش و همونجا عاشقش شدم و مردم براش و ازش شماره گرفتم، بعدم که لیلیلیلی *خنده*
همه تشویق میکردن
یونا در خانه: قربونت بشم
مجری: خب آقای پارک شما چجوری با همسرتون آشنا شدین؟
جیمین: خب.....ایشون رو اولین بار تو یه فن ساین چندسال پیش ملاقات کردم و منم همونجا مردم براش *خنده*
جیمین: بعد پدر من و مادر ایشون باهم آشنا شدن و ازدواج کردن و شدیم خواهر برادر ناتنی و دیدم فراتر از خواهرمه و خلاصه اعتراف و خاستگاری و عروسی و اینا *خنده*
مینجی در خانه: اخ من فدای تو بشم *ذوق میکنم*
مجری: چه جالب امیدوارم جفتتون خوشبخت باشین
همه به نشانه تایید تشویق میکنن
مجری راجب آهنگا و البوما سوال میکنه و .....
مجری: میدونم که می‌دونین یکی از همکاراتون رو آوردم، پس تشویق کنین خانوم هالزی رووو.....
هالزی با تشویق تماشاچیا میاد داخل و یه آهنگ میخونه و بعد میشینه پیش جیمین
مینجی در خانه: زن*یکه (قصد توهین به هالزی رو ندارم، مینجی نسبت به هالزی سر جیمین حسوده همین🙂🎀)
بعد از کلی سوال و جواب و حرف و گفتوگو
مجری: چند تا از خاطراتتون از همکاری هاتون با هم رو بگین
هالزی دستشو میندازه گردن جیمین
هالزی: یادمه اونموقع با جیمین خیلی صمیمی بودیم و...
یکی از خاطرات بامزشونو میگه
جیمین: آره درسته، ما خیلی صمیمی بودیم، الانم هستیم، خیلی پایس کلا باهاش خوش میگذره
و یکی دیگه از خاطرات بامزشونو میگه
کلا جیمین و هالزی در طول مصاحبه باهم گرم میگیرن و بگو بخند و ..... و همین باعث عصبانیت مینجی و شکوندن یه لیوان و گلدون توسط خودش میشه.
خلاصه بعد از کلی حرف ، باهم بوی ویت لاوو اجرا میکنن و ساعت ۱۱ مصاحبه تموم میشه


~شرایط پارتای بعد:
~ ۶۳۰ فالوور🎀
~ ۳۰ لایک🩷
~ ۳۰ کامنت🩰

~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•
#رمان
#فیک
#بی_تی_اس
#تهیونگ
#وی
#جیمین
#ویمین
#فیک_تهیونگ
#فیک_جیمین
#فیک_ویمین
#bts
#BTS
#Teahyung
#teahyung
#Jimin
#jimin
#vmin
دیدگاه ها (۴۵)

خوب خوب دوزتان گلماین فیک ازدواج اجباری بزودی قراره تموم شه ...

پارت ۲پدر جیمین از پدر شوگا خواست تا همدیگه رو ملاقات کنن او...

خب ببینید با آپدیت جدید ویل یکم (خیلییی) داستان ویل تغییر کر...

چندپارتی

سناریو: وقتی یه حشره دیدی و بهشون میگی بیا بکشش:نامجون : کجا...

وقتی پرستار دخترش بودی💜پارت ۱ویو لیلی:اون خیلی بامزه بود...د...

رمان پارت۲بک جین هنوزم باور نداشت که باکو بازم باهاش دوست شد...

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏از صبح مامانت مد...

رمان: رفتار سرد .معرفی نامه .ژانر : عاشقانه / کمی اسم*ات / ف...

سناریو تک پارتی مویچیرو(درخواستی)موضوع : اعترافتو یکی از هاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط