{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر گفت دومادی بزن....آرایشگر با خوشحالی و وسوسه تمام شرو

پسر گفت دومادی بزن....آرایشگر با خوشحالی و وسوسه تمام شروع به کار کرد و بعد چند ساعت گفت:بفرما شاه دوماد راضی هستی؟؟؟؟
.
.
پسر جوان با نوعی حسرت ودلخوری نگاهی به آینه انداخت...و گفت:
دستت درد نکنه خوبه ولی.....آهی کشید و گفت: حالا همشو از ته بزن
فقط خواستم ببینم اگه امشب به جای اون من دوماد میشدم پیش عشقم چه شکلی میشدم...!!!!
دیدگاه ها (۱)

ترسیده بود. سرش درد میکرد. حالش خوش نبود. ل درد وحشتناکی تو ...

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 24 صدای جک از پایین ...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_9ویو میرااما درست وقتی خو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟔ویو تهیونگداشتم با بچه ها( یونگی،نامجو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط