#خان_زاده #پارت156

#خان_زاده #پارت156

دستگیره رو پایین دادم اما در قفل بود.
ترسم بیشتر شد. محکم به در کوبیدم و داد زدم
_کی منو اینجا زندونی کرده؟باز کنید این درو...کسی نیست؟
صدای چرخش کلید توی قفل اومد. عقب رفتم و منتظر یه مرد غول تشن بودم که یه زن میانسال اومد داخل و با دیدن من با مهربونی گفت
_بیدار شدی دخترم؟
با ترس گفتم
_شما کی هستین؟چرا منو اینجا زندانی کردین؟
دستپاچه گفت
_من غلط بکنم کسیو زندانی کنم.آقا گفتن مواظبتون باشم نذارم برید تا بیان.
چشم ریز کردم و گفتم
_آقا؟ آقا کیه؟
به من و من افتاد و چیزی نگفت.
تند به سمت در رفتم و گفتم
_من باید برم
جلومو گرفت و گفت
_نمیشه خانوم تا آقا بیان.
عصبی گفتم
_چه آقایی؟آقا کیه؟منو دزدیدن. بی هوشم کردن دزدیدن از همتون شکایت میکنم.
از غفلتم استفاده کرد و تند پرید بیرون و درو قفل کرد.
محکم به در کوبیدم و داد زدم
_باز کن درو من باید برم...با توعم بازش کن.
هیچ صدایی نیومد. کلافه به در لگد زدم و به سمت تخت زوار در رفته ی کنج اتاق نشستم.
دست و پام از ترس می لرزید و یاد اون شب کذایی که نزدیک بود بهم تجاوز بشه افتادم.
اگه باز یکی بخواد یه بلایی سرم بیاره چی؟
از پنجره ی کوچولو بیرونو نگاه کردم. حتما تا الان سامان متوجه ی نبودنم شده.حتما فکر میکنه زیر قول و قرارمون زدم. آخ آیلین که بختت سیاهه.. هیچ رقمه هم درست نمیشه.
* * * *
صدای باز شدن در اتاق اومد. حتی سرم و برگردوندم. زنیکه ی ظالم به حسابش برام ناهار و شام آورد اما هر چی گفتم امروز عقدمه و نگران میشن اعتنایی نکرد.
صدای قدماشو شنیدم که بهم نزدیک شد.
بدون بلند کردن سرم گفتم
_بردار ببر زهرماری هاتو من نمیخورمشون.
کنارم روی تخت نشست.
با حرص برگشتم و با دیدن اهورا چشمام برق زد و نشستم. ذوق زده گفتم
_پیدام کردی

🍁 🍁 🍁 🍁 🍁
دیدگاه ها (۳۴)

وقتی میرین مهمونی ولی ...با صدای میا نفس عمیقی کشیدم _آره جو...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_45تمام بدنم داغ کرده بود ..پ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part32بازومو گرفت و تند تند رفت داخل حیاطداد ...

عشق خیانت انتقام

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 216♡⁠。⁠)⁩بالاخر...

مافیای من

Enemys Embrsce [ part ادامه ۳۴ ]

سرنوشت پارت (۹)اره درسته ا.اون جونکوک بود ار.ه خودش بود صدای...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟒@لیام +ت تهیونگ@کیی بود +خ خب م @ی سیلی محکم بهش زدم ا...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط