دیدمت در راه اما دست درست رقیب

دیدمت در راه اما دست درست رقیب
قندخون افتاد از این کارت حبیب
جسم بی جانم مبر سوی مطب
بوسه ای ده خود مرا هستی طبیب
#اریو_موسوی
دیدگاه ها (۰)

Part:2🥀تهیونگ از کمر آن دختر رقصنده (رُزا)گرفت و به سمت یکی ...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

‼️حق الناس شوخی بردار نیست❗️⚠️ بیست سال است شلاقِ یک «اِی» ر...

🖤 OBSESSION | وسواس پارت ششم: کلیدجونگ‌کوک دوباره به الارا ن...

.قتل.

#حکایت_قدیمی یادمان باشد؛ شاید پشت اتفاقات تلخ زندگی، حکمتی...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۸ | «شامِ مخصوص ج...

بسم الله الرحمن الرحیمصحیفه سجادیه قسمت دوم :(فراز 5)- اللّ...

کپشنننننننن😌✨عروسک من😈🔞پارت شصت و چهار دست مردونه اش روی گون...

### پارت ۱۰: گلوله‌یِ سوم«من انتخابم رو کردم، تهیونگ!»فریادِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط