{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی بازیت داد و دست کمی ازش نداشتی ...

وقتی بازیت داد و دست کمی ازش نداشتی ...
پارت نوزدهم
___
یه ون مشکی جلوش وایستاد و که ...
ویو ا.ت
چند تا مرد از ون پیاده شدند و اومدند سمتم ..‌..
پرش زمانی
چشمام رو باز کردم ...
من کجام؟!
چرا انقدر زمینش سرده !
خواستم بلند بشم که دیدم کمرم به یه ستون بسته شده بود ...
همون موقع یه نفر اومد داخل
+ت،تو کی هستی ؟!
@بیارینش ...
یه نفر که بیهوش بود رو آوردند و پرت کردنش رو زمین ...با دیدن شخصی که کنارم بود تعجب کردم
+نه نه ...ولش کنیددد
ویو جیهوپ
ا.ت چهار ساعتی بود که رفته بود بیرون
_گوشیش رو جواب نمیده
سوهیون#: منم زنگ میزنم ولی ...خاموشه
کوک:نکنه اتفاقی برای افتاده
_کوک ببند دهنت رو
ته:من میرم دنبالش ...
تهیونگ بلند شد و رفت بیرون
_منم میرم ...
بعد از گرفتند کتش از خونه رفت بیرون داشت تو خیابون راه می‌رفت که یه چی جلو دهنش قرار گرفت و سیاهی
ویو ا.ت
اون چند نفر رفتند بیرون
+جیهوپ ...جیهوپ بلند شو ...تروخدا بیدار شو ...
_(سرفه)...ا.ت
+خوبی ؟!...جاییت درد نمیکنه ؟!
_ا.ت ...ب،بدنم درد می‌کنه (کتک زدنش)
+بیا...بیا سرت رو بزار رو پام
سر جیهوپ رو گذاشت رو پاش
_ببخشید ا.ت
+الان وقتش نیست جیهوپ
_نه ...بب،ببخشید که بازیت دادم ....من ...فهمیدم که چه کار اشتباهی کردم ...ولی دیر بود ...م،من ع،عاشقت ش،شدم
+جیهوپ ...
_ا.ت...بهم اعتماد کن ...نه م،مثل سری قبل ...اعتمادت رو خ،خراب نمیکنم ...ق،قسم میخورم ....و،ولت نکنم
+م،متاسفم ...
_ا‌.ت...در،درخواستم رو ر،رد نکن ...
با دست های خونیش که خونش به خاطر باز شدن زخمش بود...صورت خونی جیهوپ رو تو دستاش گرفت (قاب کرد)...بدون مکث ل،ب شو روی ل،ب های سرد جیهوپ گذاشت ...تضاد گرم و سرد ...بهترین حس تو اون لحظه بود که می‌توانستند داشته باشند ...
که در باز شد
@ ..هه کفتر های عاشق ...ا.ت چی میشد اگر جون وو رو نمیکشتی ...منم الان همچین حسی رو داشتم ...
+لیا ...جون وو میخواست من رو بکشه من فقط...
@خفه شوووو (جیغ)
@ت،تو مافیا بودی ...جون وو فقط داشت از خودش دفاع میکرد
_ا.ت تو...
+لیا...جون وو با تفنگ میخواست بزنه تو قلب من ...
@تو ، تو کشتیش ...تو ،توی عوضییی
+خفه شوووو ...من اون عوضی رو نکشتم
+من فقط از خودم دفاع کردم ....من فقط انتقام پدر مادرم رو گرفتم
@پدر مادر تو برای من نبودند ؟!...تو تو جون وو رو کشتیش ...حالا ، حالا باید تقاص رو پس بدی
+لیا...
@ب،بکشیدشون (بغض)
لیا رفت بیرون و چند نفر اومدند داخل ...ولی ...
ا.ت طناب رو باز کرده بود سریع سمت اون چند نفر حرکت کرد ...با اون ها درگیر شد بعد از چند دقیقه همشون رو زد که ...
_ا.تتتت (داد)
یکدفعه ...
نظر یادت نره رفیق
#bts#army#BTS#ARMY#BANGTAN#J_HOOPE#fake
دیدگاه ها (۲۵)

یونگی ویومامان ا/ت که رفت بیرون با صورت خیلی کیوت می خندید و...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

پارت اول ویو لیا سلام من لیا هستم یه سال هست که با جیمین ازد...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۵از خواب بیدار شدم دیدم جین ...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

marry without love

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط