{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان سفر برای عشق پارت ۲۱

رمان سفر برای عشق پارت ۲۱
ا.ت : خب رسیدیم اینم ویلای کوچیک من
خوشگله یا نه ؟؟؟؟؟
تهیونگ : خیلی خوشگله !
ا.ت : خب بیا بریم دخل لباس عوض کنیم یه چیزی بخوریم و بریم
تهیونگ : باشه بریم
ا.ت : خب من به مامان اینا زنگ بزنم نگران نشن یه وقت !
ا.ت : الو.............
☆ سلام دخترم خوبی ! رسیدید ؟
ا.ت : سلام مامان جونم خوبی آره نازه رسیدیم
☆ منم خوبم خداروشکر پس رسیدید
ا.ت : آره مامان جون بابا خوبه ؟
☆ آره دخترم خوابیده بابات
ا.ت : خب باشه مامان جون من زیاد وقتت رو نمیگیرم
☆ باشه دخترم برو به کارات برس خداحافظ
ا.ت : خداحافظ مامان !
تهیونگ : خب صحبت کردی باهاشون ؟
ا.ت : آره ! بیا یه ذره آبمیوه بخور !
تهیونگ : مرسی ! ( خورد ) من برم آماده شم
ا.ت : باشه برو منم الان آماده میشم !
ویو بعد از آماده شدن
ادمین : عزیزان عکس های لباس های این پارت رو توی پست بعدی میزارم براتون !
ا.ت : خب من آماده ام خوشگل شدم ؟
تهیونگ : آره پرنسس من فرشته شدی !
ا.ت : خب باشه بریم دیگه !
تهیونگ : بریم
ا.ت : سوار شو رانندگی کن
( ماشین ا.ت رو میسپارم به خودتون هرماشینی دوست دارید در نظر بگیرید )
تهیونگ : خب باشه
( در ماشین رو به ا.ت باز کرد )
بفرما بشین پرنسس من !
ادامه دارد..................
لایک ۷
کامنت ۷
🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼
دیدگاه ها (۰)

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

سناریو سو پارت اول

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

My Boy❄

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

سیسیا پارت پنج پاک شده اومدم خلاصش رو بهتون بگم برید پایین 👇...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط