🖤فیک مافیایی شب پارت12🖤

🖤فیک مافیایی شب پارت12🖤

کوک: داشتم از پله ها میومدم پایین چون لینا اومده بودباید میرفتیم خوش امد گویی و داشت وارد کاخ میشد..
رونا: منو اماده کردن و خیلی خوشکل شده بودم حتی
خدمتکارا هم بهم گفتن
خیلی قشنگ شدم..
درو باز کردم که یهو کوک رو دیدم... واوو چقدر جذاب و خشن.
کوک: در باز شد و رونا اومد بیرون ولی چقدر خوشکل
بود...
وا کوک چت شده..
خب رونا نقشمون از الان شروع میشه.
رونا: بله کوکی.
کوک: بریم قشنگم..
رونا: بریم..
راوی: کوک و رونا دست در دست هم به پیش لینا رفتن..
لینا: کوکیییی حالت خوبم رفتم و کوک رو بغل کردم.
کوک: من خوبم شما خوبید
استایل رونا
ببخشید اگه بده ❤🙂
دیدگاه ها (۱)

p5

Borrowed LifePart4صدای مردی از پشت سرش اومد.لینا برگشت.÷ جون...

پارت ۵۰ صبح روز بعد، لینا جلوی آینه ایستاده بود و به حرف‌های...

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p14بعد حرف ته خجا...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.48(روایت از زبان ا.ت)هن...

پارت پنج

پارت ۲۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط