پارت ۲۸۷
پارت ۲۸۷
تویه یه رستوران نشستیم و سوجون سفارش داد و منم میخواستم برم سرویس بهداشتی
+سوجون من برم سرویس بهداشتی و بیام
~باشه منتظرتم
داخل رفتم و آبی به صورتم زدم همونطور که سرم پایین بود یهو دستمالی جلوی دهنم اومد و سعی کردم با دستام جلوشو بگیرم اما نشد و ثانیه ای بعد همچیز تاریک شدو تنها چیزی که آخرین لحظه یادم بود این بود که دستبندم از دستم افتاد...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویو سوجون:
مدت زمانی که یونا رفته بود سرویس طولانی شده بود ، بلند شدمو قدم هامو به سمت سرویس بهداشتی تند کردم ، در رو زدم و یونا رو چندین بار صدا زدم اما جوابی نداد ، در رو باز کردم و با دیدن دستبند یونا و اینجا نبودنش سریع دستبندو برداشتم و با محافظا تماس گرفتم و گفتم کب رستوران و اطراف رو بگردن خودمم سریع رفتم جایی که دوربین هارو چک میکردن ولی با دیدن نگهبانی که بیهوش افتاده و دوربین های قطع شده لعنتی گفتم و سریع بیرون زدم به لینو زنگ زدم و گفتم که یونا دزدیده شده و ازش خواستم آخرین مکانی که جی پی اس گوشیش نشون داده رو برام پیامک کنه و هرچه سریعتر موقعیت مکانی چانیونگ رو پیدا کنه و با بقیه ی پسرا برن اونجا ، لعنتی الان باید چه غلطی کنم؟ با هیون تماس بگیرم؟ باید بگم شاید اون چیزی بدونه... شماره ی محافظ شخصی هیونو گرفتمو گفتم گوشی رو بده به هیون
_الو چیشده سوجون؟
~هیون... یونا رو دزدیدن
_چ... چی ؟ یعنی چی که یونارو دزدیدن؟ یعنی چی ؟ کی دزدیده کجا دزدیدن
~اومده بودیم رستوران رفت تا سرویس بهداشتی و برگرده اما نیومد وقتی رفتم دیدم نیست ، بالاهم رفتم دیدم دوربینا قطعه و نگهبانم بیهوشه
_لعنت بهش ، لعنت بهش ، باید از اینجا بیام بیرون سوجون
~نمیشه هیون خودم حلش میکنم
_نمیتونی حلش کنی ، من باید باشم میفهمی زندگی من رو دزدیدن بعد تو میگی حلش میکنی؟
~خب من چطوری باید تورو از اون خراب شده درارم؟
_میدونی باید چجوری در بیاری سوجون ،هرچه سریعتر باید بیام بیرون ، تا اونموقع اون چانیونگ عوضی رو پیدا کنید ، هرچی باشه زیر سر اونه اگر نباشه زیر سر آقا بزرگه
تویه یه رستوران نشستیم و سوجون سفارش داد و منم میخواستم برم سرویس بهداشتی
+سوجون من برم سرویس بهداشتی و بیام
~باشه منتظرتم
داخل رفتم و آبی به صورتم زدم همونطور که سرم پایین بود یهو دستمالی جلوی دهنم اومد و سعی کردم با دستام جلوشو بگیرم اما نشد و ثانیه ای بعد همچیز تاریک شدو تنها چیزی که آخرین لحظه یادم بود این بود که دستبندم از دستم افتاد...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویو سوجون:
مدت زمانی که یونا رفته بود سرویس طولانی شده بود ، بلند شدمو قدم هامو به سمت سرویس بهداشتی تند کردم ، در رو زدم و یونا رو چندین بار صدا زدم اما جوابی نداد ، در رو باز کردم و با دیدن دستبند یونا و اینجا نبودنش سریع دستبندو برداشتم و با محافظا تماس گرفتم و گفتم کب رستوران و اطراف رو بگردن خودمم سریع رفتم جایی که دوربین هارو چک میکردن ولی با دیدن نگهبانی که بیهوش افتاده و دوربین های قطع شده لعنتی گفتم و سریع بیرون زدم به لینو زنگ زدم و گفتم که یونا دزدیده شده و ازش خواستم آخرین مکانی که جی پی اس گوشیش نشون داده رو برام پیامک کنه و هرچه سریعتر موقعیت مکانی چانیونگ رو پیدا کنه و با بقیه ی پسرا برن اونجا ، لعنتی الان باید چه غلطی کنم؟ با هیون تماس بگیرم؟ باید بگم شاید اون چیزی بدونه... شماره ی محافظ شخصی هیونو گرفتمو گفتم گوشی رو بده به هیون
_الو چیشده سوجون؟
~هیون... یونا رو دزدیدن
_چ... چی ؟ یعنی چی که یونارو دزدیدن؟ یعنی چی ؟ کی دزدیده کجا دزدیدن
~اومده بودیم رستوران رفت تا سرویس بهداشتی و برگرده اما نیومد وقتی رفتم دیدم نیست ، بالاهم رفتم دیدم دوربینا قطعه و نگهبانم بیهوشه
_لعنت بهش ، لعنت بهش ، باید از اینجا بیام بیرون سوجون
~نمیشه هیون خودم حلش میکنم
_نمیتونی حلش کنی ، من باید باشم میفهمی زندگی من رو دزدیدن بعد تو میگی حلش میکنی؟
~خب من چطوری باید تورو از اون خراب شده درارم؟
_میدونی باید چجوری در بیاری سوجون ،هرچه سریعتر باید بیام بیرون ، تا اونموقع اون چانیونگ عوضی رو پیدا کنید ، هرچی باشه زیر سر اونه اگر نباشه زیر سر آقا بزرگه
- ۹.۵k
- ۱۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط