مثل قدیم آمده ای باز در برم

مثل قدیم آمده ای باز در برم
با بوی سیب گیسوی خود در برابرم

مثل قدیم آمدی امّا نمی شود
تا سوی دامنت بِدوم پر در آورم

این چشم وا نمی شود اما تو باز کن
سیرم ببین و بعد بگو وای مادرم...

دستی برای شانه زدن نیست با تو و
زلفی برای شانه زدن نیست در سرم

من را ببر کنار عمویم که حس کنم
بر روی شانه های بلندش کبوترم

باید مرا شبیه خودت بوریا کنی
از بس که زخم خورده‌ام از بس که پرپرم

#حسن_لطفی


##بسیج_سایبری
دیدگاه ها (۱)

جنگل نفرین شده پارت ۱۸

تک پارتی ویو ا.ت صدای باز شدن در سکوت سنگین خونه رو شکست ساع...

چند پارتی بازی ممنوع

باور نداشتم که بیایی برابرمامشب تویی برابر من نیست باورمهر چ...

خواهم که بوسه ات زنم اما نمی شودجایی برای بوسه که پیدا نمی ش...

یک اربعین برای تو حیران شدم حسینمانند گیسوی تو پریشان شدم حس...

مادرم زیر سقف نم گرفته غسالخانه و در ملحفه ای که روی موها،چ...

.ادامه... بیدار بود از سر شب تا سحر، پدرمی زد صدات با همه جا...

از قدیم‌الایام در آسیای شرقی و اطراف دریای مدیترانه کشت می‌ش...

🍁🍁🍁🍁#خان_زاده #پارت232#جلد_دوم کلید و از دستش گرفتم و گفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط