خواهم که بوسه ات زنم اما نمی شود

خواهم که بوسه ات زنم اما نمی شود
جایی برای بوسه که پیدا نمی شود

لب را به هم بزن , نفسی زن که هیچ چیز
شیرین تر از شنیدن بابا نمی شود

این پیرمرد بی تو زمین گیر می شود
بی شانه ی تو مانده اگر پا نمی شود

هر عضو را که دیده ام از هم گشوده است
جز چشم تو که بر رخ من وا نمی شود

خشکم زده کنار تو و خنده هایشان
خواهم بلند گردم از این جا نمی شود

ای پاره پاره تر ز دل پاره پاره ام
گفتم بغل کنم بدنت را,نمی شود

باید کفن به وسعت یک دشت آورم
در یک کفن که پیکر تو جا نمی شود

حجله گرفته پای تنت مادرم ببین
اشکم حریف گریه ی زهرا نمی شود

🔸شاعر:
#حسن_لطفی
___________________
دیدگاه ها (۲)

**پارت چهارم: سرعت و جنون**جونگ‌کوک با خشونتی سرد و بی‌رحمان...

007-پنهان در مه - پارت ۹۸

ای پاره پاره تن ز دل پاره پاره امگفتم بغل کنم بدنت را نمی شو...

لب را به هم بزن، نفسی زن که هیچ چیزشیرین‌تر از شنیدن بابا نم...

اینهمه زخم چرا ریخته روی بدنت؟جای یک بوسه نماند از کف پا تا ...

وای، الهی که بمیره حیدرداره می بینه رفتنت رو دلم نمی یاد اما...

این روزها مجنون شده اممی نویسم پاک می کنم می نویسم پاک می کن...

#قاسم_بن_الحسن

ای پیکر برهنه ی بی سر حسین منآیا تویی عزیز پیمبر، حسین من؟پی...

#به‌‌برگشتن‌‌فکرمی‌کنم‌...آخرین‌ روزی‌ که‌ تو این‌ شهر لجن‌ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط