{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دور از تو در این شهر مرا هم نفسی نیست

دور از تو در این شهر مرا هم نفسی نیست
فریاد کنم از دل و فریاد رسی نیست

دل شاد به مهرِ دگری کِی شود ای دوست؟
گلشن که اقامتگه هر خار و خَسی نیست

ما را نفس از هجر به لب آمد و مَردُم،
گویند که این عشقِ تو هم جُز نفسی نیست

ای آه بسوزان زِ شرر سینه ی ما را
کاین سینه برای دلِ ما جُز قفسی نیست

گفتم به دل از همهمه در سینه چه غوغاست؟
گفتا که در این خانه بجز دوست کسی نیست

من غرقِ تمنّا و تو در ساحلِ غفلت افسوس...
دگر بر تو مرا دسترسی نیست
دیدگاه ها (۲)

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیمدیده از روی نگارینش نگ...

رفتے‌و فاصلہ‌ها عشق‌مرا سرد نڪردعشق راخستگے از فاصلہ دلسرد ن...

ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزمای در دلم نشسته از تو کجا گر...

حرف دلم حرف تماشای توستقصه ی پر شور تمنای توستدردل بی تاب پر...

نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیزشهر خالی ست مرا همنفسی نیست...

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

روحِ من زيباترين بود، تو در آن رنج کاشتی.🥀#دلانه​اعتماد در ی...

جادویی به نام عشق

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶ شیوه چشمش فریب جنگ داشت ماغلط ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش اول_ "به سلامتی خانوادهکه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط