{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دور از تو در این شهر مرا همنفسی نیست

دور از تو در این شهر مرا همنفسی نیست

فریاد کنم از دل و فریاد رسی نیست

دل شاد به مهرِ دگری کِی شود ای دوست؟

گلشن که اقامتگه هر خار و خَسی نیست

ما را نفس از هجر به لب آمد و مَردُم،

گویند که این عشقِ تو هم جُز نفسی نیست

ای آه بسوزان زِ شرر سینه ی ما را

کاین سینه برای دلِ ما جُز قفسی نیست

گفتم به دل از همهمه در سینه چه غوغاست؟

گفتا که در این خانه بجز دوست کسی نیست

من غرقِ تمنّا و تو در ساحلِ غفلت افسوس...

دگر بر تو مرا دسترسی نیست
دیدگاه ها (۱)

نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیزشهر خالی ست مرا همنفسی نیست...

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

روحِ من زيباترين بود، تو در آن رنج کاشتی.🥀#دلانه​اعتماد در ی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش اول_ "به سلامتی خانوادهکه...

پارت ۲۸اتاقِ تمرینِ رقص، با آینه‌های قدیِ عظیم و کفپوشِ چوبی...

چند پارتی بازی ممنوع

دور از تو در این شهر مرا هم نفسی نیستفریاد کنم از دل و فریاد...

دور از تو در این شهر مرا همنفسی نیستفریاد کنم از دل و فریاد ...

نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیزشهر خالی ست مرا همنفسی نیست...

نفسم باش مرا چون تو کسی نیست عزیزشهر خالی ست مرا همنفسی نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط