نقاب دار مشکی

𝙗𝙡𝙖𝙘𝙠 𝙢𝙖𝙨𝙠𝙚𝙙
(𝙋𝙖𝙧𝙩 51)
چند روز گذشته بود و ات هم مرخص شده بود..... ات و سوجین به خونه ی سوجین رفتن و ات رفت اتاق و کوله اشو پرت کرد و یهو یه چیزی از کوله اش افتاد...... اون چیز یه گردنبند بود.....
ات ویو
رفتم اونو برداشتم و خیلی برام اشنا بودش..... ولی هر چقد فکر کردم یادم نیومد و گردنبند گذاشتم تو کشوم و نشستم با گوشیم ور رفتم..... ولی اون گردنبند خیلی فکرمو مشغول کرده بود...... یعنی اون چی میتونه باشه؟...
.....
( اعضا همشون تو کمپانی بودن و داشتن تمرین دنس میکردن که یهو رئیس کمپانی اومد.....)..... ( عکس کمپانی بی تی اس میزارم که واقعا اون عکس کمپانیشونه😁)
کمپانی: بچه ها میشه یه لحظه بیاید اینجا بشینید..... کارتون دارم.....
اعضا: چشم.....
( اعضا رفتن سمت کمپانی و نشستن رو مبل و کمپانی هم نشست رو به روشون)
کمپانی: خب این ترانه ای که جدید خودتون نوشتید و خوندید فقط موزیک ویدیوش مونده...... همین اهنگ black swan رو میگم.....
اعضا: خب.....
کمپانی: من ترتیب دیدم بریم در لس انجلس فیلم برداری کنیم موزیک ویدیو رو..... که تقریبا تا بریم و کارارو انجام بدیم 1 ماه طول میکشه...... تا هفته ی دیگه شنبه اماده باشید وسایل هاتون جمع کنید که میخوایم بریم.....
نامجون: ولی اقای کمپانی بدون هماهنگی با ما؟!....
کمپانی: مگه قراره من با شما ها هماهنگ کنم؟..... شما میاید کارتون انجام میدید دیگه تو چیز دیگه ای دخالت نمی کنید...... پس تا شنبه اماده باشید پرواز ساعت 4 صبحه به کمپانی بیاید و حرکت میکنیم میریم به سمت فرودگاه و از اونجا دیگه میریم.....فقط وسایل هایی که لازم دارید بردارید..... ( از اونجا رفت)
جونگ کوک: خدایا این دیگه چطور ادمیهههه.....
تهیونگ: ولش کنید بابا..... بریم واقعا موزیک ویدیو درست کنیم ارمی ها منتظرن.....
جیمین: ولی پس ات چی..... بقیه چی..... تو این وضعیت چطوری میتونیم تنهاشون بزاریم!؟..... من مطمئنم اون لیسا عوضی یه کاری میکنه همونطور که جنی گفت....
یونگی: جنی چی رو گفت؟!.....
جیهوپ: وای به تو یادمون رفته تعریف کنیم.....
( اعضا ماجرای اون روزو به یونگی گفتن)
یونگی: عجب..... چی بگم والا.....
جونگ کوک: جیمین راست میگه منم دلم نمیاد تنهاشون بزاریم.....
جین: تقصیر این کمپانیه کصخلمونه که بدون هماهنگی با ما تصمیم خودشو میگیره هر کار دلش بخواد میکنه بر خودش بدون هماهنگی با ما......
تهیونگ: میگما نظرتون چیه اونارم با خودمون ببریم؟!....
ادامه اش تو کامنتا....
دیدگاه ها (۳)

درخواستی : وقتی بهت خیانت کرد

#میکاپ_آرتیست_من

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

اووو مای بیبییی...

به زیباییه مشکی

#درخواستیپارت۲که صدای در اومد.. اعضا همه از اتاقشون اومدن بی...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

پارت 33 رمان عشق مدرسه ای مینهو: شاید لیسا: بزار 5 دقیقه دیگ...

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط