{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق مافیایی

عشق مافیایی
part ⁴
ویو ات
جونگکوک: باشه
بعد باشه ای که گفت یزره دستاش شل شده من اصلا نميتونستم بخوابم ی ارباب منو هنوز محکم بغل کرده بود بعضی وقتا هم تیو خواب گونم رو میبوسید ی چراغ خواب نورانی بود که با نورش تونستم ساعت رو ببینم ساعت ²:³⁰ رو نشون میداد با هزاران بدبختی خودم رو از بغل ارباب بیرون کشیدم رفتم توی اتاق خودم تا رسیدم خودمو پرت کردم روی تخت چشمام رو که بستم خوابم برد

ویو جونگکوک : صبح پاشدم دیم ات توی بغلم نیست عصبانی شدم ولی نباید ضایع میکردم چون پدر مادر و عموم زن عموم و لینا ی هرزم( دختر عموی جونگکوک) قرار بود بیاد


ویو ات: امروز باید عین سگا کار می‌کردم بخاطر اینکه آقای جعون جونگکوک مهمون داشتن:///// بعد اینکه اون مهمهمونا آمدن من بعد کلی پذیرایی کردن کارم تموم شد داشتم با با چریونگ ( دوستی که ات توی اون چند وقت پیدا کرده بوده باهاش صمیمی هس) حرف میزدم که یهو چریونگ گفت
چریونگ: ات ببین لینا چقدر خودشو به جونگکوک میچسبونه
ات: لینا کیه؟
چریونگ: واقعا نمیدونی دختر عموی هرزه ی جونگکوک که میخواد اموال جونگکوک رو بالا بکشه
ات: اها
که یهو چریونگ گف
چریونگ: ببین تروخدا عین پسر ندیده ها پریده رو ارباب
ات: روی جونگکوک کراشی چریونگ؟😈
چریونگ: ن بابا اگه بودم نا الان بهش گفته بودم و اول از همه اصلا تو میفهمیدی
ات: راس میگی هااا😂
چریونگ: آخه هر پسری که میبینه لینا رو اون میپره همش عشوه میاد لوس میشه وقتی لینا رو میبینم عنم میگره
ات: با تو خوبه عنت میگره من هم زمام اسهال ،یبوست ، پریود میشم انگار میبینمش:/
چریونگ: از قیافه ات معلوم میشه




ببخشیدااا کمههه من باید برم جاییی خیر سرم فردا امتحان علوم کل کتاب دارم باید اونم بخونم وقتی شد حتما براتون پارت جدید میزارم
) راستی ببخشید دیر شد)
دیدگاه ها (۳)

Destiny part 4

مثلث عشقی من پارت ۱۷:ا/ت ویواین الان چی گفت ا/ت: ای کاش با ا...

وقتی دنس میری

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

پارت ۱۱

MyGirlPart 2 _ هییی حواستو جمع کن . (با داد و عصبانیت ) +این...

پارت ۲ دو پارتی اسمات جونگکوک*درخواستی* دوستان هرکی جنبه ندا...

رمان تهکوک

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۱✦ات ویوتمام مسیر برگشت از کمپانی فقط به حرف‌های ریچار...

marry without love part 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط