پارت ۱۱
سرنوشت پیش میآید
[-----------:)
[پارت ۱۱)
[-----------:)
ویو ۱ هفته بعد
ویو دلین:
الان یک هفته میگذره
من دارم کار هام رو انجام میدم و هانی رو هم خودتون
میدونید دنبال هر.زه گیشه
امشب یه جشن داریم توی عمارت که همه باید اونجا حضور داشته باشیم
البته به غیر از من که خدمتکار شخصی آقا هستم
نمیدونم من باید شرکت کنم یا نه ولی اجوما بهم گفت تو نیاز نیست شرکت کنی
صبح از خواب بیدار شدم دیدم
لباس راحتی پوشیدم و به سمت آشپز خونه حرکت کردم
همه در گیر تدارکات بودن و من باید قهوه ی ارباب رو آماده میکردم
خلاصه مثل همیشه قهوه ی تلخ رو گذاشتم تو دیس و به سمت اتاق ارباب حرکت کردم
بدون اجازه وارد اتاق شدم چون ارباب همیشه ساعت ۷ از خواب بیدار میشد و من هم ربع ساعت قبل قهوه شون رو میبردم
جونگ کوک : در نزدی
دلین : ببخشید ارباب فکر کردم خوابین
جونگ کوک : بیا قهوه رو بزار اینجا میخوام یه چیزی بهت بگم
دلین رفتم رو به روی ارباب روی تخت نشستم
جونگ کوک :
چون این پارت کمه شرط
کم میزارم
۴ لایک
۴ کامنت
۲ بازنشر
[-----------:)
[پارت ۱۱)
[-----------:)
ویو ۱ هفته بعد
ویو دلین:
الان یک هفته میگذره
من دارم کار هام رو انجام میدم و هانی رو هم خودتون
میدونید دنبال هر.زه گیشه
امشب یه جشن داریم توی عمارت که همه باید اونجا حضور داشته باشیم
البته به غیر از من که خدمتکار شخصی آقا هستم
نمیدونم من باید شرکت کنم یا نه ولی اجوما بهم گفت تو نیاز نیست شرکت کنی
صبح از خواب بیدار شدم دیدم
لباس راحتی پوشیدم و به سمت آشپز خونه حرکت کردم
همه در گیر تدارکات بودن و من باید قهوه ی ارباب رو آماده میکردم
خلاصه مثل همیشه قهوه ی تلخ رو گذاشتم تو دیس و به سمت اتاق ارباب حرکت کردم
بدون اجازه وارد اتاق شدم چون ارباب همیشه ساعت ۷ از خواب بیدار میشد و من هم ربع ساعت قبل قهوه شون رو میبردم
جونگ کوک : در نزدی
دلین : ببخشید ارباب فکر کردم خوابین
جونگ کوک : بیا قهوه رو بزار اینجا میخوام یه چیزی بهت بگم
دلین رفتم رو به روی ارباب روی تخت نشستم
جونگ کوک :
چون این پارت کمه شرط
کم میزارم
۴ لایک
۴ کامنت
۲ بازنشر
- ۳۵.۷k
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط