یک جفت چشم شرقی و موهای بندری

یک جفت چشم شرقی و موهای بندری
یک آسمان ستاره پر از آدم و ... پری

حوا کجاست ؟ رفته کنار درخت سیب
تا اینکه باز پر کند از سیب روسری

آنجا دوباره«حضرت گندم» نشسته است
باید که چشم بسته از آن خوشه بگذری

آدم چقدر هیچ نگوید و بگذرد ؟!
حوای خوب من! تو تویی که مقصری

آدم چقدر حرف برایش بیاید و ...
حوا چقدر فکر خودش باشد و «...»
حوا چقدر فکر خودش باشد و «...»

نه مثل اینکه قافیه ام با «تو» جور نیست
از بین هر چه قافیه دارم «تو» بهتری

اما تویی که در وسط شعر رفته ای
اما تویی که توی غزل هم مسافری

یک جفت چشم شرقی نیمه برهنه را
داری به جرم وسوسه از یاد می بری
دیدگاه ها (۳)

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

سنجاب کوچولوی من، تولدت مبارک🤏🥹تولدت مبارک به پسری که someho...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

سناریو(درخواستی):وقتی دختره غش می‌کنه و بیهوش میشه : نامجون:...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

از دشمنان تا عاشقان

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۶بچه ها برای اینکه ...

پارت۸(کاتسوکی با حرص از روی تخت بلند شد و چند بار طولِ اتاقش...

پارت ۳۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط