پارت ۳۱

ساعت ۱۱ شب بود. تو اتاق کوچیکم نشسته بودم. به حرف‌های کای فکر می‌کردم. به اون لبخند مرموزش. به اون تهدید آرومش. قلبم تند می‌زد. تهیونگ فردا شب برمی‌گشت.

صدای در زدن اومد

قلبم ایستاد. بلند شدم. دستم رو گذاشتم روی دستگیره. چند ثانیه مکث کردم. بعد در رو باز کردم.

کای تو چارچوب ایستاده بود. با یه پیراهن تیره که دو دکمه‌ش باز بود. موهاش به هم ریخته. چشم‌هاش تو تاریکی راهرو می‌درخشید.

^ سلام کوچولو

· ک... کای، تو اینجا چیکار می‌کنی؟ اگه کسی ببینه...

^ کسی نمی‌بینه

در رو پشت سرش بست. صدای قفل شدنش تو سکوت اتاق پیچید. من به دیوار چسبیدم.

^ چرا انقدر می‌ترسی؟ من که کاریت ندارم. فقط می‌خوام یه‌کم... بازی کنیم.

· ب... بازی؟

کای نزدیک‌تر شد. یه قدم. بعد یه قدم دیگه. من به دیوار چسبیده بودم. راه فراری نبود. حالا فقط چند سانت فاصله بود. بوی ادکلنش تو بینیم پیچید. سرد. ولی این بار، یه چیز دیگه هم توش بود. یه خطر.

^ می‌خوام ببینم چقدر برای تهیونگ ارزش داری. و چقدر برای خودت.

دستش رو آورد سمت صورتم. با انگشتش چونه‌م رو گرفت. محکم. مجبورم کرد تو چشم‌هاش نگاه کنم.

· و...ولم ک..کن

^ نمیکنم

قبل از اینکه بتونم جواب بدم، صورتش رو جلو آورد و لب‌هاش رو محکم گذاشت روی لب‌هام. این بوسه، برخلاف بوسه‌ی آشپزخانه پر از خشونت بود دستش رو از چونه‌م برداشت و دور کمرم حلقه کرد. منو به سمت خودش کشید دست‌هام رو گذاشتم روی سینه‌ش و هلش دادم. ولی انقدر قوی بود که تکون نخورد. از لبم جدا شد و خندید


^ نرم بود!

عقب کشید. دستش رو از دور کمرم برداشت. من به دیوار چسبیده بودم. بدنم می‌لرزید

^ بخاب کوچولو

برگشت سمت در. در رو باز کردو رفت

من به دیوار چسبیده موندم. نفس‌هام تند بود. دستم رو گذاشتم روی لبم. هنوز گرم بود. قلبم تند می‌زد. کای رفته بود. ولی یه چیزی تو اتاق جا گذاشته بود. یه حس. یه ترس. و یه سوال. «حالا باید چیکار کنم؟»
دیدگاه ها (۱۸)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "36""ویو جئون آنجلینا"از ص...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁵ویو: اتماشین جلوی خونه‌ی بابا مت...

چند پارتی (درخواستی)

چند پارتی (درخواستی)

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

### 🩸 پارت چهارم: بازتابی بدون چهرهتاریکی مطلق. حتی نوک انگش...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

قلدر مدرسه¹ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط