♡ ماه سفید من ♡
♡ ماه سفید من ♡
پارت : ۶
دیدم اون دختره نشسته یه گوشه رفتم پیشش که بوی الکل میداد فهمیدم مسته منم از فرست استفاده کردم میخواستم باهاش آشنا بشم تا آروم آروم بهش نزدیک بشم و بهش اعتراف کنم
تهیونگ: سلام
ا/ت : برو ( با حالت مستی )
تهیونگ : میشم باهم آشنا شیم ؟
ا/ت : چرا ؟( با حالت مستی )
تهیونگ : همین طوری
ا/ت : نه
تهیونگ : من کیم تهیونگ هستم و شما ؟
ا/ت : ا/ت ، کیم ا/ت
تهیونگ : خب میشه بیشتر با شما آشنا بشم ؟
ا/ت : نه ( عصبی )
از اونجایی که من مافیا همیشه داروی بیهوشی همرام دارم دارو رو دادم بهش وبیهوش شد براید استایل بغلش کردم و گذاشتمش تو ماشین و رفتیم سمت خونه من وقتی رسیدیم هنوز بهوش نیومده بود منم براید استایل بغلش کردم و بردمش تو اتاقم و گذاشتمش روی تخت ، خودمم کنارش خوابیدم
ا/ت ویو :
صبح با سردرد بدی بیدار شدم ولی هرچی زور زدم نفهمیدم دیشب چی شد
که یهو نگاهم افتاد به اتاق اما اینجا که اتاق من نیست یهو دیدم اون پسر جذابه که تو کافه دیدم اینجاست ولی چطور یهنی دیشب چه اتاقی افتاد ؟
تهیونگ ویو :
صبح که بیدار شدم دیدم ا/ت بیدار شده و داره با تعجب به در و دیوار نگاه میکنه
تهیونگ: پس بیدار شدی ( خوشحال )
ا/ت : ببخشید شما ؟!
تهیونگ: آها راستی یادم نبود تو دیروز مست بودی من اومدم پیشت نشستم و گفتم اسمت چیه تو گفتی ا/ت که یهو ...ادامه دارد
پارت : ۶
دیدم اون دختره نشسته یه گوشه رفتم پیشش که بوی الکل میداد فهمیدم مسته منم از فرست استفاده کردم میخواستم باهاش آشنا بشم تا آروم آروم بهش نزدیک بشم و بهش اعتراف کنم
تهیونگ: سلام
ا/ت : برو ( با حالت مستی )
تهیونگ : میشم باهم آشنا شیم ؟
ا/ت : چرا ؟( با حالت مستی )
تهیونگ : همین طوری
ا/ت : نه
تهیونگ : من کیم تهیونگ هستم و شما ؟
ا/ت : ا/ت ، کیم ا/ت
تهیونگ : خب میشه بیشتر با شما آشنا بشم ؟
ا/ت : نه ( عصبی )
از اونجایی که من مافیا همیشه داروی بیهوشی همرام دارم دارو رو دادم بهش وبیهوش شد براید استایل بغلش کردم و گذاشتمش تو ماشین و رفتیم سمت خونه من وقتی رسیدیم هنوز بهوش نیومده بود منم براید استایل بغلش کردم و بردمش تو اتاقم و گذاشتمش روی تخت ، خودمم کنارش خوابیدم
ا/ت ویو :
صبح با سردرد بدی بیدار شدم ولی هرچی زور زدم نفهمیدم دیشب چی شد
که یهو نگاهم افتاد به اتاق اما اینجا که اتاق من نیست یهو دیدم اون پسر جذابه که تو کافه دیدم اینجاست ولی چطور یهنی دیشب چه اتاقی افتاد ؟
تهیونگ ویو :
صبح که بیدار شدم دیدم ا/ت بیدار شده و داره با تعجب به در و دیوار نگاه میکنه
تهیونگ: پس بیدار شدی ( خوشحال )
ا/ت : ببخشید شما ؟!
تهیونگ: آها راستی یادم نبود تو دیروز مست بودی من اومدم پیشت نشستم و گفتم اسمت چیه تو گفتی ا/ت که یهو ...ادامه دارد
- ۵۲.۷k
- ۲۵ آبان ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط