{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نقاشی از رویای عزیزم که تو دفترخاطراتش کشیده بود

نقاشی از رویای عزیزم که تو دفترخاطراتش کشیده بود




در فراسوی مرزهای تنت تورا دوست می دارم.
 
آیینه ها و شب پره های مشتاق را به من بده 
روشنی و شراب را
آسمان بلند و کمان گشاده ی پل
پرنده ها و قوس و قزح را به من بده
و راه آخرین را
در پرده ای که می زنی مکرر کن.
 
در فراسوی مرزهای تنم 
تورا دوس دارم.
در آن دور دست بعید 
که رسالت اندام ها پایان می پذیرد
و شعله و شور تپش ها و خواهش ها
                                                 به تمامی
فرو می نشیند
وهر معنا قالب لفظ را وا میگذارد
چنان چو روحی 
                     که جسد را در پایان سفر
تا به هجوم کرکس های پایانش وانهد...
 
در فراسوهای عشق 
تورادوست می دارم
در فراسو های پرده و رنگ...
 
 
در فراسوهای پیکرهای مان
با من وعده دیداری بده....
دیدگاه ها (۱۰)

..دیگر ای ماه به قانون زمین شک دارمبه گل و رویش و باران پس ا...

. . ﯾﺎﺩﻣﻪ ﺑﭽﮕﯽ ﻫﺎﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻢ ﻣﺰﺍﺭ....ﺳﻌﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﭘﺎﻡ ﺭﻭی ...

غروبی زیبا ازتالاب شهرمونکاش چون پاییز بودم...کاش چون پاییز ...

ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ ...ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ...ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ...ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﻥ ...ﮐﺴﯽ ﭺ ﻣ...

🍁 در فراسوی مرزهای تنت تو را دوست می دارمآینه ها و شب پره ها...

در فراسوی مرزهای تنمتو را دوست می‌دارم.در آن دور دست بعیدکه ...

" در فراسو مرزهای تن ات تو را دوست می دارم.در فراسوی مرزهای ...

میعاد از احمد شاملودر فراسوی مرز های تن ات تو را دوست می دار...

در فراسوی مرز های تن ات تو را دوست می دارم.آینه ها و شب پره ...

میعاددر فراسوی مرز های تنت تو را دوست می دارم.آینه ها و شب پ...

#در فراسوی مرزهای تنت تو را دوست می‌دارم.آینه‌ها و شب‌پره‌ها...

در فراسوی مرزهای تن‌ات تو را دوست می‌دارم.آینه‌ها و شب‌پره‌ه...

در فراسوی مرزهای تن ات تو را دوست می دارم. آینه ها و شب پره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط