{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❦_-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦

❦_-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦
فراسویِ مرزهایِ تن ات تو را دوست می دارم.

آی
در نه ها و شب پره هایِ مشتاق را به من بده
روشنی و شراب را
آسمانِ بلند و کمانِ گشاده یِ پُل
پرنده ها و قوس و قزح را را به من بده
و راهِ آخرین را
در پرده ئی که می زنی مکرر کن.

در فراسویِ مرزهایِ تن ام
تو را دوست می دارم.

در آن دور دستِ بعید
که رسالتِ اندام ها پایان می پذیرد
و شعله و شورِ تپش ها و خواهش ها
به تمامی
فرو می نشیند
و هر معنا قالبِ لفظ را وا می گذارد
چنان چون روحی
که جسد را در پایانِ سفر،
تا به هجومِ کرکس هایِ پایان اش وانهد...

در فراسوهایِ عشق
تو را دوست می دارم،
در فراسوهایِ پرده و رنگ.

در فراسوهایِ پیکرهایِ مان
با من وعده یِ دیداری بده.

#عاشقانه
❦_-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦
دیدگاه ها (۲)

🔺 🔻 ♠ ♥ ♠ ♥ ♠ ♥ ♠ ♥ 🔻 🔺 چهار شمع در یک اتاق کوچک به آهستگی د...

لحظه ها را نفس بکش...آسمان نزدیک است. #محرم

❤ مــنـ از تــــبار #مـــریــمـمـ مـقــــدسـ امــا آلــــوده...

#خوراکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط