در فراسوی مرزهای تن ات تو را دوست می دارم.

در فراسوی مرزهای تن ات تو را دوست می دارم.
آینه ها و شب پره های مشتاق را به من بده،
روشنی و شراب را،
آسمان بلند و کمانِ گشاده پل،
پرنده ها و قوس و قزح را به من بده
و راه آخرین را در پرده ای که می زنی، مکرر کن.
در فراسوی مرزهای تن ام تو را دوست می دارم،
در آن دوردست بعید که رسالت اندامها پایان می پذیرد
و شعله و شور تپشها و خواهشها به تمامی فرو می نشیند
و هر معنا قالب لفظ را وامی گذارد،
چنان چون روحی که جسد را در پایان سفر تا به هجوم کرکسهای پایان اش وانهد.
در فراسوهای عشق تو را دوست می دارم،
در فراسوهای پرده و رنگ،
در فراسوهای پیکرهای مان با من وعده دیداری بده.

(احمد شاملو)
کوتاه شود
دیدگاه ها (۲)

آینه ها و شبپره های مشتاق را به من بدهروشنی و شراب راآسمان ب...

#در فراسوی مرزهای تنت تو را دوست می‌دارم.آینه‌ها و شب‌پره‌ها...

🍁 در فراسوی مرزهای تنت تو را دوست می دارمآینه ها و شب پره ها...

در فراسوی مرزهای تن‌ات تو را دوست می‌دارم.آینه‌ها و شب‌پره‌ه...

در فراسوی مرزهای تنت تو را دوست میدارم.آینه ها و شب پره های ...

" در فراسو مرزهای تن ات تو را دوست می دارم.در فراسوی مرزهای ...

❦_-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦-_❦ فراسویِ مرزهایِ تن ات تو را...

در فراسوی مرزهای تنم تو را دوست میدارم...در آن دور دست بعیدک...

در فراسوی مرزهای تن‌اتتو را دوست دارمدر آن دوردست بعیدکه رسا...

حضرت عشق👇 👇 ❤ ❤ ❤ در فراسوی مرزهای تن‌اتتو را دوست دارمدر آن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط