جیمین فیک زندگی پارت ۶#

ویو ات
داشتم قهوه رو میخورم که چشمام سیاهی رفت. سعی کردم بلند شم و راه برم. تا یه مسیر رفتم و چون حواسم نبود نمیدونستم کجام و یهو بیهوش شدم.
ویو جیمین
بعد از پانسمان دستم را خودم گفتم شاید دوستم داشته باشه و دنبالش می‌گشتم تا ازش بپرسم ولی پیداش نکردم
جیمین : میدونی ات کجاست؟
اهو: نمیدونم
مانی: گفت که میره کافه
جیمین رفت دنبال ات و رفت کافه ولی ات اونجا نبود که کیف ات رو دید. خیلی ترسیدم. کیفش رو بغل کردم و گریه میکردم نکنه اتفاقی افتاده باشه. بیشتر دنبالش گشتم که یه نفر رو پیدا کردم که افتاده زمین. دویدم سمتش. ات بود. گرفتم بغلم و گریه میکردم سر ات رو چسبوندم به سینم و گریه میکردم که ات چشمش رو باز کرد.
جیمین: ات خوبی
ات: جی....مین..م..من
جیمین: جانم عزیزم
ات: من... دوست دارم
ات: می.. خوام. ز زندگی تو باشم.
بعد از حرف ات گریم بیشتر شد و بغلش کردم که متوجه شدم بیهوش هست . براید بغلش کردم و رفتم سمت اتاقش. آهو و مانی خیلی نگران بودن که ات رو بردم تو اتاق. آهو به سری دارو اورد و ریخت تو دهن ات. نمیخواستم از پیشش بردم. آهو رفت بیرون.
مانی: به درخواستت جواب نداد هنوز؟
جیمین: چرا گفت دوستم داره
مانی هم رفت و دکتر خب کرد.
دکتر: مسموم شده اما با داروهای که دادید بهتره.
جیمین: حالش خوب میشه ؟
دکتر: آره فقط نیاز به مراقبت داره، به سری دارو مینویسم که بخوره.
دارو هارو از دکتر گرفتم. یه دارو رو باید الان می‌خورد. شربت رو ریختم تو قاشق بعد ریختم تو دهن ات
بیرون اتاق
اهو میخواست بره داخل تا سری به ات بزنه که مانی جلوش رو گرفت
مانی: بزار ات جیمین تنها باشن
آهو: ولی من نگرانه اتم
مانی: نگران نباش دکتر گفت خوبه و جیمین پیشش حواسش بهش هست .
میدونم خوب نشد اما امیدوارم خوشتون بیاد و حمایت کنید. پارت بعدی رو زود میزارم
دیدگاه ها (۹)

پارت .چهار . ای لاو یو جی کی «پنج روز بعد»«ات ویو»توی این پن...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

عروسک مافیا پارت 2

رومان قطره قرمز (پارت 7)

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁸ویو تهیونگ لعنت به خودم (پسرم ا...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

پارت۵

سه پارتی وقتی بدون اینکه خبر داشته باشه رفتی شرکتش و ....( ع...

My dady پارت④①«ویو ۳ روز بعد تهیونگ» همینطور که با جیمین صحب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط