{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⚖️ وکیل من ⚖️

⚖️ وکیل من ⚖️

پارت ۵ — جلسه‌ی اول دادگاه

چند روز بعد

صبح زود، جنی جلوی آینه ایستاده بود و برای چندمین بار لباسش را مرتب می‌کرد.

امروز قرار بود اولین جلسه‌ی رسیدگی به پرونده برگزار شود.

جنی نفس عمیقی کشید.

— فقط آروم باش...

کیفش را برداشت و از خانه خارج شد.

وقتی به دادگاه رسید، هیونجین را دید که جلوی ورودی منتظرش ایستاده بود.

با دیدن او، کمی آرام‌تر شد.

— سلام.

هیونجین نگاهش کرد.

— سلام. آماده‌اید؟

جنی با تردید گفت:

— فکر کنم...

هیونجین ابرویش را بالا برد.

— «فکر کنم»؟

جنی آه کشید.

— خب، اولین باره که برای همچین چیزی میام دادگاه!

هیونجین لبخند کوچکی زد.

— پس فقط به سؤال‌هایی که ازتون پرسیده می‌شه، دقیق جواب بدید.

جنی سر تکان داد.

— باشه.

چند لحظه بعد هر دو وارد سالن شدند.

راننده‌ی مقابل هم آنجا بود.

وقتی جنی او را دید، کمی مضطرب شد.

هیونجین متوجه شد.

آرام گفت:

— نگران نباشید.

جنی به او نگاه کرد.

— شما همیشه این‌قدر آرومید؟

— معمولاً.

— خوش به حالتون.

هیونجین لبخند کوتاهی زد.

— شما هم می‌تونید آروم باشید.

جنی زیر لب گفت:

— سعی می‌کنم.

جلسه آغاز شد.

پس از بررسی اولیه‌ی پرونده، از جنی خواسته شد ماجرای تصادف را توضیح دهد.

جنی نفس عمیقی کشید.

— من داشتم در مسیر خودم رانندگی می‌کردم. ناگهان ماشین اون آقا مسیرش رو تغییر داد و به ماشین من برخورد کرد. من هیچ‌وقت عمداً به ماشینش نزدم.

راننده‌ی مقابل فوراً اعتراض کرد.

— این درست نیست! خودش به سمت من اومد!

جنی با تعجب نگاهش کرد.

هیونجین آرام پرونده را در دستش گرفت.

— اجازه بدید مدارک صحبت کنن.

سپس چند عکس از صحنه‌ی تصادف را ارائه داد.

— این تصاویر زاویه‌ی برخورد دو خودرو رو نشون می‌ده.

قاضی عکس‌ها را بررسی کرد.

هیونجین ادامه داد:

— علاوه بر این، فیلم دوربین محل حادثه هم بررسی شده.

راننده کمی مضطرب شد.

هیونجین فیلم را برای بررسی ارائه کرد.

قسمتی از فیلم که قبل از برخورد را نشان می‌داد، پخش شد.

در تصویر مشخص بود که ماشین راننده‌ی مقابل کمی مسیرش را تغییر داده است.

جنی آرام نفسش را بیرون داد.

هیونجین گفت:

— این تصویر با ادعای موکل طرف مقابل مطابقت نداره.

وکیل راننده فوراً گفت:

— تغییر مسیر می‌تونه دلایل مختلفی داشته باشه.

هیونجین بدون عصبانیت جواب داد:

— درست است. به همین دلیل ما فقط بر اساس یک تصویر نتیجه‌گیری نمی‌کنیم. گزارش کارشناسی، آثار برخورد و سایر مدارک هم باید بررسی شوند.

قاضی سر تکان داد.

— مدارک برای بررسی بیشتر دریافت می‌شود.

جنی برای لحظه‌ای به هیونجین نگاه کرد.

او همچنان آرام و دقیق مشغول مرتب کردن مدارک بود.

وقتی جلسه موقتاً تمام شد، جنی همراه هیونجین از سالن بیرون آمد.

جنی نفس عمیقی کشید.

— فکر کنم قلبم هنوز داره تند می‌زنه.

هیونجین لبخند زد.

— برای جلسه‌ی اول طبیعی بود.

جنی به او نگاه کرد.

— ولی شما اصلاً استرس نداشتید.

— داشتم.

جنی با تعجب گفت:

— شما؟!

— بله.

— پس چرا قیافتون این‌قدر آروم بود؟

هیونجین لحظه‌ای مکث کرد.

— چون اگر من هم مضطرب باشم، شما بیشتر مضطرب می‌شید.

جنی ساکت شد.

برای چند ثانیه فقط به او نگاه کرد.

بعد لبخند کوچکی زد.

— ممنون.

هیونجین پرونده را محکم در دستش نگه داشت.

— هنوز کارمون تموم نشده.

جنی آه کشید.

— می‌دونستم اینو می‌گید.

هیونجین خندید.

— پرونده‌ی شما تازه داره جدی‌تر می‌شه.

جنی هم لبخند زد.

— پس بریم سراغ مرحله‌ی بعد.
دیدگاه ها (۰)

فالو شه؟ @989321_7173

⚖️ وکیل من ⚖️پارت ۴ — حقیقت پشت فیلم چند دقیقه بعدجنی و هیون...

⚖وکیل من ⚖پارت ۳ — فیلمی که ناقص بود روز بعدصبح زود، جنی دوب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط