در میان این همه هیاهو!

بارها و بارها زندگی به انتها رسید!
بارها و بارها آدمی دلشکسته شد
به تعدادی که نتوان شمرد شب شد!
بارها و بارها زمین از ظلم به تنگ آمد
و آدمیزاد بارها گریست که این آخر ِ ماجراست!؟
اما همیشه آغازی پیوسته به پایان بود،
آرامشی بعد از دلشکستگی،
همیشه آفتاب از قلب ِ شب لبخند زد،
زمین ، خویش را از ظلم تکاند
و آدمیزاد به غم ِخسته‌ی خویش خندید
و تاریخ، داستان ِ آغاز ِ پایان ها و پایان ِ آغازهاست...
در میان این همه هیاهو
به قلب خویش که تکیه کنی
هر آنچه هست خیر است..💛
دیدگاه ها (۲۲)

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

بسم‌الله الرحمن الرحیم🇮🇷«وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۲

سناریو: ماه سرخ

بارها و بارها زندگی به انتها رسید!بارها و بارها آدمی دلشکسته...

بارها و بارها زندگی به انتها رسید!بارها و بارها آدمی دلشکسته...

بارها و بارها زندگی به انتها رسید!بارها و بارها آدمی دلشکسته...

عضو هشتم

آرام بگیر قلبِ سرگردانم آرام بگیر اینجا روی زمین دیگر برایت ...

اکنون با تو در حال خوانش این نوشته امبی آن که بدانم ، چه کس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط