بارها و بارها زندگی به انتها رسید

بارها و بارها زندگی به انتها رسید!

بارها و بارها زندگی به انتها رسید!
بارها و بارها آدمی دلشکسته شد!
به تعدادی که نتوان شمرد شب شد!
بارها و بارها زمین از ظلم به تنگ آمد!
و آدمیزاد بارها گریست که این آخر ماجراست!؟
اما همیشه آغازی پیوسته به پایان بود،
آرامشی بعد از دلشکستگی،
همیشه آفتاب از قلب شب لبخند زد،
زمین، خویش را از ظلم تکاند
و آدمیزاد به غم ِخسته ی خویش خندید...
و تاریخ، داستان ِ آغاز ِ پایان ها و پایان ِ آغازهاست...
در این میان این همه هیاهو؛
به قلب خویش که تکیه کنی،
هر آنچه هست، خیر است...🍃

👤معصومه صابر

#Good_Morning
#Winter
دیدگاه ها (۲)

بسم‌الله الرحمن الرحیم🇮🇷«وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی...

سناریو: ماه سرخ

در میان این همه هیاهو!

بارها و بارها زندگی به انتها رسید!بارها و بارها آدمی دلشکسته...

بارها و بارها زندگی به انتها رسید!بارها و بارها آدمی دلشکسته...

عضو هشتم

باز هم شب شدو این تکرار بی پایانواین سکوتِ پُر هیاهوو منسکوت...

آرام بگیر قلبِ سرگردانم آرام بگیر اینجا روی زمین دیگر برایت ...

انحرافات بی تی اس (قسمت ششم-)

در پایان رمان، «دمیان» روی لب‌های سینکلر را می‌بوسد و برای ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط