{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان=عشق و نفرت

رمان=عشق و نفرت
پارت¹²
یادته ،گف=چی ،گفم=همین که با منی کسی دیگه نباید باهات باشه ،گف=خب ،گفتم=از وقتی اومدیم دختر عمه ی عملیت داره خودشو میماله بهت مث عنم زل زده بهت ،خندش گرفت ولی کنترل کرد گفت=وظیفه توعه چاشو دربیاری به من چه ،منم فوری از گردنش آویز شدم دیدم داره دختر خالش نگا میکنه آروم از لپش بوس کردن و قربون صدقش رفتم تا دخترخالش حرصی پاشد رفت بیرون کشیدم عقب گفتم =اخیش دخترخاله داماد گروه را ترک کرد ،خندید برگام نگاش کردم چه قشنگگگگگگگگ میخندهههههههههههه...
بلخره عروسی رسید به جای رقصش نههه من تانگو حفظ بودم برا همین تمرینی نداشتم رفتیم وسط دستام رو دور گردنش و دستاش رو دور کمرم حلقه کرد و تانگو رفتیم و اهنگ لایت هم میخوند از این حجم که دستش بالا پایین میرفت داشتم گاف میدادم عه بسه بلخره همه دست زدن و اهنگ تموم شد و حالا زیاد حوصله گفتن جزئیات بدبختیم بهتونو ندرممممم......
دیدگاه ها (۰)

Part 49کیم‌ویا.تبا احساس خفگی از خواب بیدار شدمتهیونگ محکم ب...

وقتی مادرش ازت بدش میومد و دوست داشت کوک با دخترخاله ازدواج ...

رمان=عشق و نفرتپارت53نظر منو جلب کرده بود طبقه هم کف بود رفت...

Part4c: کلاس تموم شد وسایلمون رو ور داشتیم رفتیم بیرون هردوم...

Part68

پارت ۱۱ویو تهفکرشم نمیکردم که ات انقد توی اون لباس جذاب و خو...

spanish girl:14

عشق یا نفرت۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط