{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی مادرش ازت بدش میومد و دوست داشت کوک با دخترخاله ازدو

وقتی مادرش ازت بدش میومد و دوست داشت کوک با دخترخاله ازدواج کنه یه روز .....

کانال تلوزیون رو عوض کردم و پوفی کشیدم . همشون چرته!!
صدای در اومد ذوق زده سرم برگشت، کوک؟!!! سمتش دویدم دستش و باز کرد با شدت پریدم بغلش قهقهه اش بالا رفت . موهام رو نوازش کرد
_جونمم . خوشگل بابایی !!
لبخندی زدم و لوس گفتم
_برام پاستیل نخریدی؟!
چشماش رو باز و بسته کرد و لب زد
_تو ماشینه !!!
ازش جدا شدم و کتش رو گرفتم دکمه های پیرهنش رو باز کردم و از تنش در آوردم . گرمش بود . عرق کرده بود!!
_مامان زنگ زد گفت بریم خونشون!
خشک شده سرم و بالا آوردم . م مامانش؟! آروم ازش دور شدم ‌
_ن نمیشه نریم؟!
اخمی کرد .
_نریم؟!
ترسیدم ! هول شده گفتم
_شوخی کردم عشقم!بریم.
اخمش باز شد سمت حموم رفتم و درو بست رو تخت نشستم . الان برم کلی تیکه بارم میکنه ! دخترخالش هم به احتمال زیاد هست . بلند شدم و از پله پایین رفتم گوشیم زنگ خورد بی اهمیت سمت آشپزخونه رفتم و غذا رو جا کردم و رو میز چیدم . صدای قدم های کوک اومد. . پشت میز نشستم تو دید قرار گرفت شلوارک مشکی پوشیدم بود با تیشرت ستش . حوله ی سفیدی دور گردنش بود .
_موهات رو خشک نکردی؟!
پشت میز نشست و غذا برا خودش جا کرد و همزمان لب زد
_نه . رفتیم بالا موهام رو خشک کن!
ابرویی بالا انداختم و با شیطنتت گفتم
_عادت کردیااا
خنده ای کرد . بعد از تموم شدن غذا ظرف ها رو تو سینک گذاشتم ،شروع کردم شستن دستی تور شکمم حلقه شد
_بالا منتظرتم !
باشه ای گفتم بوسه ای به گونه ام زد و رفت . بعد از تموم شدن ظرف ها از پله بالا رفتم و وارد اتاق شدم رو صندلی رو به رو میز آرایشی نشسته بود با دیدنم گوشی رو کنار گذاشت ، سمتم برگشت
_ بیا موهام و خشک کن!!
سمتش رفتم شونه و سشوار رو گرفتم آروم موهای لختش رو خشک کردم در آخر بوسه ای به موش زدم و رو تخت دراز کشیدم . بعد چند مین کنارم دراز کشید و گفت
_ بخوابیم . ولی تو زودتر بیدارشو حاضر شدنت طول میکشه!
ناچار سری تکون دادم بوسه ای به پیشونیم زد و بغلم کرد . چشمام کم کم گرم شد . ولی فکرم درگیر بود اگه باز دوباره مادرش بخواد خوردم کنه چی؟!
ا اگه دخترخالش بهم تیکه بندازه چی؟!
اگه کوک طرف مادرش و بگیره چی؟!
به ساعت نگاه کردم ، کوک خوابش برده بود آروم بلند شدم و سمت حموم رفتم عمرا جلو دخترخالش کم بیارم!! خودم رو قشنگ شستم و بیرون اومدم موهام رو با حوله جمع کردم لباس کوک رو کاناپه گذاشتم و پشت میز نشستم شروع کردم میکاپ بعد چند مین جونگکوک تکون ریزی خورد و نیم خیز شد موهاش رو بالا داده و چشمای خمار خوابش و بهم دوخت .
_ بیدار شدی؟!
اهومی گفت .
دیدگاه ها (۳)

خبببببب چند تا اطلاعات راجب خودم من ترنم هستم ۱۵ سالمه عاشق ...

وقتی قلدر مدرسه بود اذیتت می‌کرد بعد یه مدت رفتارش باهات خوب...

♡♡

وقتی میرین خونه مادرش ولی...پوفی کشیدم خیلی خسته بودم . _میر...

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط