دیر فهمیدم دیر خواستمت
دیر فهمیدم دیر خواستمت
پارت سوم
صبح روز بعد، ا.ت زودتر از همیشه وارد دفتر سازمانش شد.
سوآ از شب قبل مشغول بررسی اطلاعات جدید بود و چند پرونده روی میز آماده کرده بود.
ا.ت: چیزی پیدا کردی؟
سوآ: آره، رئیس. چندتا از گزارشها با هم جور درنمیان.
ا.ت: حدس میزدم. پروندهها رو بده ببینم.
ا.ت پشت میز نشست و شروع به بررسی مدارک کرد.
چند دقیقه بعد، چشمش به نامی افتاد که در دو گزارش تکرار شده بود.
ا.ت: این اسم چرا توی هر دو پرونده وجود داره؟
سوآ: مینسو هم همین سؤال رو پرسیده بود.
ا.ت: یعنی سازمان جئون هم متوجهش شده؟
سوآ: هنوز مطمئن نیستم.
ا.ت گوشیاش رو برداشت و شمارهای رو که شب قبل گرفته بود، پیدا کرد.
ا.ت: باید دوباره با جونگکوک صحبت کنم.
کمی بعد، تماس از طرف دفتر جئون برقرار شد.
مینسو: دفتر رئیس جئون، بفرمایید.
ا.ت: به جونگکوک بگو لیم ا.ت تماس گرفته.
چند لحظه بعد، صدای سرد جونگکوک از پشت خط شنیده شد.
جونگکوک: چی شده؟
ا.ت: یه اسم مشترک توی گزارشهامون پیدا کردم.
جونگکوک: چه اسمی؟
ا.ت: ترجیح میدم حضوری دربارهش حرف بزنیم.
جونگکوک: امروز ساعت یازده بیا دفترم.
ا.ت: ساعت یازدهونیم میرسم.
جونگکوک: چرا همیشه باید زمان رو تغییر بدی؟
ا.ت: چون همیشه فکر میکنی همه باید طبق برنامه تو زندگی کنن.
جونگکوک: یازدهونیم. فقط دیرتر نیا.
ا.ت: سعی میکنم تحملت کنم، جئون.
تماس قطع شد و ا.ت گوشی رو روی میز گذاشت.
سوآ: واقعاً قراره هر بار با هم بحث کنین؟
ا.ت: تا وقتی یاد بگیره چطور حرف بزنه، احتمالاً.
ساعت یازدهونیم، ا.ت وارد دفتر جونگکوک شد و مستقیم به اتاق جلسه رفت.
جونگکوک از قبل منتظرش بود و با دیدنش به ساعت اشاره کرد.
جونگکوک: این بار دقیقاً سر وقت اومدی.
ا.ت: میخوای بابتش بهم جایزه بدی؟
جونگکوک: بشین، لیم.
ا.ت پرونده رو روی میز گذاشت و جدی شد.
ا.ت: اسم یه نفر توی گزارشهای هر دومون تکرار شده؛ کانگ دوهیون.
جونگکوک با شنیدن اسمش، پرونده خودش رو باز کرد.
جونگکوک: این اسم رو قبلاً هم دیده بودم.
ا.ت: پس احتمالاً بیشتر از چیزی که فکر میکردیم، درباره محموله میدونه.
جونگکوک: باید قبل از اینکه اطلاعات بیشتری از بین بره، حقیقت رو بفهمیم.
ا.ت: موافقم؛ ولی این بار تصمیمها رو با هم میگیریم.
جونگکوک: فعلاً فقط روی پرونده تمرکز کن.
ا.ت: نگران نباش، جئون. علاقهای به شناختن شخصیتت ندارم.
جونگکوک: این موضوع دوطرفهست، لیم.
هر دو دوباره مشغول بررسی مدارک شدن؛ بیخبر از اینکه اسم داخل پرونده، مسیر مأموریتشون رو تغییر میداد.
ادامه دارد...
پارت سوم
صبح روز بعد، ا.ت زودتر از همیشه وارد دفتر سازمانش شد.
سوآ از شب قبل مشغول بررسی اطلاعات جدید بود و چند پرونده روی میز آماده کرده بود.
ا.ت: چیزی پیدا کردی؟
سوآ: آره، رئیس. چندتا از گزارشها با هم جور درنمیان.
ا.ت: حدس میزدم. پروندهها رو بده ببینم.
ا.ت پشت میز نشست و شروع به بررسی مدارک کرد.
چند دقیقه بعد، چشمش به نامی افتاد که در دو گزارش تکرار شده بود.
ا.ت: این اسم چرا توی هر دو پرونده وجود داره؟
سوآ: مینسو هم همین سؤال رو پرسیده بود.
ا.ت: یعنی سازمان جئون هم متوجهش شده؟
سوآ: هنوز مطمئن نیستم.
ا.ت گوشیاش رو برداشت و شمارهای رو که شب قبل گرفته بود، پیدا کرد.
ا.ت: باید دوباره با جونگکوک صحبت کنم.
کمی بعد، تماس از طرف دفتر جئون برقرار شد.
مینسو: دفتر رئیس جئون، بفرمایید.
ا.ت: به جونگکوک بگو لیم ا.ت تماس گرفته.
چند لحظه بعد، صدای سرد جونگکوک از پشت خط شنیده شد.
جونگکوک: چی شده؟
ا.ت: یه اسم مشترک توی گزارشهامون پیدا کردم.
جونگکوک: چه اسمی؟
ا.ت: ترجیح میدم حضوری دربارهش حرف بزنیم.
جونگکوک: امروز ساعت یازده بیا دفترم.
ا.ت: ساعت یازدهونیم میرسم.
جونگکوک: چرا همیشه باید زمان رو تغییر بدی؟
ا.ت: چون همیشه فکر میکنی همه باید طبق برنامه تو زندگی کنن.
جونگکوک: یازدهونیم. فقط دیرتر نیا.
ا.ت: سعی میکنم تحملت کنم، جئون.
تماس قطع شد و ا.ت گوشی رو روی میز گذاشت.
سوآ: واقعاً قراره هر بار با هم بحث کنین؟
ا.ت: تا وقتی یاد بگیره چطور حرف بزنه، احتمالاً.
ساعت یازدهونیم، ا.ت وارد دفتر جونگکوک شد و مستقیم به اتاق جلسه رفت.
جونگکوک از قبل منتظرش بود و با دیدنش به ساعت اشاره کرد.
جونگکوک: این بار دقیقاً سر وقت اومدی.
ا.ت: میخوای بابتش بهم جایزه بدی؟
جونگکوک: بشین، لیم.
ا.ت پرونده رو روی میز گذاشت و جدی شد.
ا.ت: اسم یه نفر توی گزارشهای هر دومون تکرار شده؛ کانگ دوهیون.
جونگکوک با شنیدن اسمش، پرونده خودش رو باز کرد.
جونگکوک: این اسم رو قبلاً هم دیده بودم.
ا.ت: پس احتمالاً بیشتر از چیزی که فکر میکردیم، درباره محموله میدونه.
جونگکوک: باید قبل از اینکه اطلاعات بیشتری از بین بره، حقیقت رو بفهمیم.
ا.ت: موافقم؛ ولی این بار تصمیمها رو با هم میگیریم.
جونگکوک: فعلاً فقط روی پرونده تمرکز کن.
ا.ت: نگران نباش، جئون. علاقهای به شناختن شخصیتت ندارم.
جونگکوک: این موضوع دوطرفهست، لیم.
هر دو دوباره مشغول بررسی مدارک شدن؛ بیخبر از اینکه اسم داخل پرونده، مسیر مأموریتشون رو تغییر میداد.
ادامه دارد...
- ۴۲۷
- ۱۱ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط