بچه که بودیم، امکان نداشت بخوریم زمین و این جمله رو از ما

بچه که بودیم، امکان نداشت بخوریم زمین و این جمله رو از مامانمون نشنویم:
"خدا رحم کرد سرت جایی نخورد"






بعد خودشون میزدن تو سرمون،
جوری‌که خودشو دوتا می‌دیدیم???
دیدگاه ها (۱)

میگن که ..وقتی تا بوت رو گذاشتن زمین بچه ها و فضه دور تابوت ...

بالا و پایین ویلا رو نگاه کرد. صدای عربده و داد بیداد های ای...

پارت: 14 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین نگاهم کرد. می‌دونستم ک...

سناریو سانزو

برده عمارت جئون

تک پارتی از جیکغروب بود و پارک تقریباً خلوت شده بود. تو و جی...

(✨امروز روزیه که جهان هستی نورانی شد و طعم خوشبختی رو چشید✨)...

رمان: وصلتِ آتش و یخقسمت دوم: ائتلافِ اجباریتوی پارکینگِ خون...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p32فلیکس : نه. فقط دارم ...

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط