نفس نفس بہ هواے "تـو" خو گرفتہ دلم!

نفس نفس بہ هواے "تـو" خو گرفتہ دلم!
غزل ترانہ ے چشم "تـو" کو؟ گرفتہ دلم!

هنوز واهمہ دارم زخاطرت بروم
بگوکہ درتب و تابے، بگو... گرفتہ دلم!

قدم قدم بکشانم بہ خلوتت و ببین
کہ جز "تـو" ازهمہ ے شهر روگرفتہ دلم!

کسے کہ سهم مرا از "تـو" و زمانہ ربود
صریح و سادہ بگویم از او گرفتہ دلم!

نہ رنگ جنگل و دریا ،نہ آسمان نہ عسل
فقط بہ قهوہ ے چشم "تـو" خو گرفته دلم ...

‌
دیدگاه ها (۱۱)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part46و به صورتم خیره شدمن:سعیدتوروخداسعید:چی...

🙂‍↕️مثل عکسی که در آن خندهٔ من اجباری‌ست،زنده‌ام بی تو، ولی ...

**پارت ۲۸**دست‌های قوی و گرمش دورِ مچ‌هام حلقه زده بود، اما ...

پارت ۴۰

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p55اما قبل از اینکه چیزی بگه، خدمتکار جوا...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

پارت: 18 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*زین خندید. یه خنده‌ی کوتاه...

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟭𝟯+اره درسته من پیشه تهیونگم چندروزبعداز اون شب بارونی م...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط