{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اندوه که از حد بگذرد ,

اندوه که از حد بگذرد ,

جایش را می دهد به یک بی اعتنایی مزمن . . . . .

دیگر مهم نیست ,

بودن یا نبودن ؛

دوست داشتن یا نـداشتن . . . . .

آنچه اهمیت دارد ,

کشداری رخوتناک از حسی است . . . . .

که دیگر تـو را به واکنش نمی کشاند!

در آن لحظه فقط در سکوت غـرق می شوی ,

و نگاه می کنی و نگاه و نـگــــــــــاه . . . . .
دیدگاه ها (۶)

آرامش همیشه در شلوغیِ حرف‌ها نیست...گاهی در سکوتی پیدا می‌شو...

👇👇دلنوشته خودم«آب، تنها جایی است که وقتی به آن نگاه می‌کنی، ...

🎭 آخرین نقشپارت پنجمروزهای فیلم‌برداری یکی‌یکی می‌گذشتند.لیا...

عآاا حوصله م سر رفته بود اومدم ری اکشن نویسی کنمموضوع: وقتی ...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.49(روایت از زبان جونگ ک...

عاشقانه های شبنم

تالار در سکوت فرو رفته بود.سوکونا روی تخت سنگی نشسته بود و ب...

استعدادهای غیرجادویی:حافظه‌ی خیلی قویحل معما و رمزگشاییشمشیر...

پارت ۱۱ #پشت غرورت«فکر کردی من مُردم؟»اما خشکش زده بود.دختری...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط