یاد دارم ، در غروبی سرد سرد
یاد دارم ، در غروبی سرد سرد
☑ میگذشت ازکوچه ما ، دوره گرد
☑ داد میزد : کهنه قالی میخرم
☑ دست دوم جنس عالی میخرم !
☑ کاسه و ظرف سفالی میخرم !
☑ گر نداری ،کوزه خالی میخرم !
☑ اشک در چشمان بابا حلقه بست
☑ عاقبت آهی کشید ! بغضش شکست ؛؛؛
☑ اول ماه است و نان در سفره نیست !!!
☑ ای خدا ، شکرت ولی این زندگیست؟
☑ بوی نان تازه ، هوشش برده بود !!!
☑ اتفاقا" ، مادرم هم روزه بود ...
☑ خواهرم ، بی روسری بیرون دوید
☑ گفت : آقا سفره خالی ، میخرید ؟ !!!
☑ میگذشت ازکوچه ما ، دوره گرد
☑ داد میزد : کهنه قالی میخرم
☑ دست دوم جنس عالی میخرم !
☑ کاسه و ظرف سفالی میخرم !
☑ گر نداری ،کوزه خالی میخرم !
☑ اشک در چشمان بابا حلقه بست
☑ عاقبت آهی کشید ! بغضش شکست ؛؛؛
☑ اول ماه است و نان در سفره نیست !!!
☑ ای خدا ، شکرت ولی این زندگیست؟
☑ بوی نان تازه ، هوشش برده بود !!!
☑ اتفاقا" ، مادرم هم روزه بود ...
☑ خواهرم ، بی روسری بیرون دوید
☑ گفت : آقا سفره خالی ، میخرید ؟ !!!
- ۷۱۷
- ۳۰ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط