{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد دارم در غروبی ســــرد ســــــرد...

یاد دارم در غروبی ســــرد ســــــرد...

میگــذشت از کوچـــــه مـــا دوره گـرد

داد میزد:کهــــــنه قالــــی میــــــخرم

دسته دوم جنــس عالــــی میــــخرم

کاســــه و ظــــرف سفالی میــــخرم

گـــــر نداری کوزه خالــــی میـــــخرم

اشک در چشــــمان بابا حلقه بــست

عاقبت آهی کشید بغضش شکـست

اول ماه است و نان در سفره نیـست

ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟!

بوی نـــان تـــازه هوشــش برده بــود

اتـــفاقـــا مـــــادرم هـــم روزه بــــــود

خــــواهـــــرم بی روسری بیرون دوید

گفت اقــــا "سفره خالی" میخرید؟؟
دیدگاه ها (۱)

یاد دارم در غروبی سرد سرد....میگذشت از کوچه ی ما دوره گرد......

یاد دارم در غروبی سرد سرد، میگذشت از کوچه ما دوره گردداد میز...

یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچه ها ، دوره گردداد می...

ياد دارم در غروبي سرد سرد ، ميگذشت از كوچه ما دوره گرد ، داد...

یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچه ما دوره گرد داد میز...

در غروبی سردِ سردمیگذشت از کوچهء ما دورگردداد میزد کهنه قالی...

به بهانه ...یاد دارم در غروبی سرد سردمیگذشت از کوچه ما دوره ...

یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچه ما دوره گردداد میزد...

ياد دارم در غروبی سرد سرد !ميگذشت از كوچه ما دوره گرد!داد می...

ياد دارم در غروبی سرد سرد !ميگذشت از كوچه ما دوره گرد!داد می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط