گمان مـےکردم وقتے نبـاشـم

گمان مـےکردم وقتے نبـاشـم
دلت مـے گیــرد. . .

امــا دیــدم نہ
بــدون مـن شــادتــرے ،
شـلوغ تـرے ،
صـدای قهقـه خـنده هـایـت
تا اینجـا هم شنیـده مــے شـود

گـویــــا مــــــــــن

سـدّ راهـت بـوده ام

تــــــو دیگـر آزادے

آزادے ات مبـارڪ
دیدگاه ها (۳)

شبتون بدون دلتنگی 🫠♥️♥️♥️♥️دلت که تنگ باشد،باران هم تسکین نی...

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

دو پارتی از جی صدای موسیقی توی اون سالون خیلی بلند بود، از ا...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ بعد از مدتی، ماشین وارد شهر ش...

قسمت ۲۷ — «مردی که نباید برگشته باشد» 🖤چراغ‌ها یک‌دفعه روشن ...

🖤 مافیای منقسمت دوازدهم | اولین نشانهات پشت سر جونگکوک ایستا...

## «سلطه‌ی مطلق» (Absolute Dominion)**شخصیت‌ها:*** **جونگ‌کو...

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط