𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓
𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓
𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2
𝙋𝙖𝙧𝙩:7
با صدای زنگ خوردن لحظه عاشقانه شان قطع شد.
کیم با کلافگی کمی عقب رفت.
+فاک.
پسر آهسته خندید و دستش را سمت گوشی روی میز برد.
گوشی درحال زنگ خوردن را برداشت و نام مخاطب را خواند.
"Sam"
+این دیگه کیه
- یکی از دوستام..
+ جواب نده..تازه میخواستم رفع دلتنگی کنم باهات
جئون به او نگاه کرد.
- شاید مهم باشه
و دکمه سبز رنگ را بالا کشید.
-سم؟
°چه غلطی کردی،کوک
صدای سم خش دار بود.
- چی؟من...کاری نکردم،چیشده؟
°آنا جواب تلفنشو نمیده...تو گپ یک متن طولانی نوشته و خداحافظی کرده ،دعوا کردین؟نکنه باز زدیش؟
آنا..آنا..باز هم آنا..چیشده بود؟کجا بود؟
پسر ترس را حس کرد ،اگر آسیبی به خودش وارد میکرد چی..
- دعوا کردیم.. فقط..یک سیلی زدم بهش ..قسم میخورم خودش رفت
°خدا لعنتت کنه،مرد...این دختره گم و گور شده ،پیداش کن..آنتن گوشیش هنوز از نیویورکه ،پیداش کن وگرنه میام اونجا خفت میکنم
- بیا،جدی میگم.. فقط آنا رو از اینجا ببر
°پیداش کن،میام نیویورک و برش میگردونم
و تلفن را قطع کرد.
+ خب؟
- بیخیالش ،از همشون متنفرم
+ اینو میدونم، چرا آنا رو زدی؟با چه حقی ؟
-هی،الان داری بازجویی میکنی ازم؟ اصلا چرا برات مهمه؟
+ باید دلیلی داشته باشی..چرا زدیش؟
جئون سکوت کرد.
- خب...
+خب؟
-سعی کرد باهام بخوابه ،چیکار میکردم؟ حرف های درستی نزد..خودش مقصر بود
+برام مهم نیست..ولی اگه بمیره ،تو قاتل اونی
-ته..
کیم دستان او را بوسید.
+ من باهاتم..پیداش میکنیم..ولی باید راضیش کنی که از اینجا بره..این به نفع همه ما هست
کیم گوشی او را گرفت و صفحه چتش را با آنا باز کرد.
+ از طریق تو میتونیم راضیش کنیم برگرده.. فقط ملایم رفتار کن.
مرد شروع به تایپ کرد که یک دفعه...
-فکر کنم بدونم کجاست
```````````````````````````````````````````````````````````````
شرایط پارت بعد:
لایک:۸۵
کامنت:۹۰
۸۵۰ تایی بشیم✨💕
𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2
𝙋𝙖𝙧𝙩:7
با صدای زنگ خوردن لحظه عاشقانه شان قطع شد.
کیم با کلافگی کمی عقب رفت.
+فاک.
پسر آهسته خندید و دستش را سمت گوشی روی میز برد.
گوشی درحال زنگ خوردن را برداشت و نام مخاطب را خواند.
"Sam"
+این دیگه کیه
- یکی از دوستام..
+ جواب نده..تازه میخواستم رفع دلتنگی کنم باهات
جئون به او نگاه کرد.
- شاید مهم باشه
و دکمه سبز رنگ را بالا کشید.
-سم؟
°چه غلطی کردی،کوک
صدای سم خش دار بود.
- چی؟من...کاری نکردم،چیشده؟
°آنا جواب تلفنشو نمیده...تو گپ یک متن طولانی نوشته و خداحافظی کرده ،دعوا کردین؟نکنه باز زدیش؟
آنا..آنا..باز هم آنا..چیشده بود؟کجا بود؟
پسر ترس را حس کرد ،اگر آسیبی به خودش وارد میکرد چی..
- دعوا کردیم.. فقط..یک سیلی زدم بهش ..قسم میخورم خودش رفت
°خدا لعنتت کنه،مرد...این دختره گم و گور شده ،پیداش کن..آنتن گوشیش هنوز از نیویورکه ،پیداش کن وگرنه میام اونجا خفت میکنم
- بیا،جدی میگم.. فقط آنا رو از اینجا ببر
°پیداش کن،میام نیویورک و برش میگردونم
و تلفن را قطع کرد.
+ خب؟
- بیخیالش ،از همشون متنفرم
+ اینو میدونم، چرا آنا رو زدی؟با چه حقی ؟
-هی،الان داری بازجویی میکنی ازم؟ اصلا چرا برات مهمه؟
+ باید دلیلی داشته باشی..چرا زدیش؟
جئون سکوت کرد.
- خب...
+خب؟
-سعی کرد باهام بخوابه ،چیکار میکردم؟ حرف های درستی نزد..خودش مقصر بود
+برام مهم نیست..ولی اگه بمیره ،تو قاتل اونی
-ته..
کیم دستان او را بوسید.
+ من باهاتم..پیداش میکنیم..ولی باید راضیش کنی که از اینجا بره..این به نفع همه ما هست
کیم گوشی او را گرفت و صفحه چتش را با آنا باز کرد.
+ از طریق تو میتونیم راضیش کنیم برگرده.. فقط ملایم رفتار کن.
مرد شروع به تایپ کرد که یک دفعه...
-فکر کنم بدونم کجاست
```````````````````````````````````````````````````````````````
شرایط پارت بعد:
لایک:۸۵
کامنت:۹۰
۸۵۰ تایی بشیم✨💕
- ۲۵.۳k
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط