Why Did I Fall in Love with You?
Why Did I Fall in Love with You?
P³³ | The Call
View: Do-hee
ساعت ۱۱ شب...
دوهی روی مبل نشسته بود و منتظر جونگکوک بود.
+چرا هنوز نیومده...
گوشیاش زنگ خورد.
شماره ناشناس بود.
+الو؟
صدای مردی از پشت خط بلند شد.
«شما همسر آقای جون جونگکوک هستید؟»
+بله... اتفاقی افتاده؟
«ایشون تصادف کردن. لطفاً هرچه سریعتر خودتون رو به بیمارستان برسونید.»
گوشی از دست دوهی افتاد.
+نه... نه، امکان نداره...
چند دقیقه بعد | بیمارستان
دوهی با چشمهای اشکآلود وارد بیمارستان شد.
+جونگکوک! شوهرم کجاست؟!
پرستار به سمتش اومد.
«لطفاً آروم باشید...»
+فقط بهم بگید کجاست!
در اتاق عمل بسته بود.
دوهی به دیوار تکیه داد و زیر لب گفت:
+کوک... تو رو خدا تنهام نذار...
ادامه دارد...
P³³ | The Call
View: Do-hee
ساعت ۱۱ شب...
دوهی روی مبل نشسته بود و منتظر جونگکوک بود.
+چرا هنوز نیومده...
گوشیاش زنگ خورد.
شماره ناشناس بود.
+الو؟
صدای مردی از پشت خط بلند شد.
«شما همسر آقای جون جونگکوک هستید؟»
+بله... اتفاقی افتاده؟
«ایشون تصادف کردن. لطفاً هرچه سریعتر خودتون رو به بیمارستان برسونید.»
گوشی از دست دوهی افتاد.
+نه... نه، امکان نداره...
چند دقیقه بعد | بیمارستان
دوهی با چشمهای اشکآلود وارد بیمارستان شد.
+جونگکوک! شوهرم کجاست؟!
پرستار به سمتش اومد.
«لطفاً آروم باشید...»
+فقط بهم بگید کجاست!
در اتاق عمل بسته بود.
دوهی به دیوار تکیه داد و زیر لب گفت:
+کوک... تو رو خدا تنهام نذار...
ادامه دارد...
- ۳۰۹
- ۱۳ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط