{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P, 5

P, 5
#چندپارتی_جیمین
دیگه این دوتا تا شب بیرون بودن و الان رسیدن خونه
+ووو نامجونااااا امشب خیلی حال داد ممنون (داد، کیوت)
@واقعا
+اوهومممم
@خیلی خوب ات مواد غذایی و بیار بیرون تا شامو درست کنم
+باشهههه
@(چقد کیوته و پر انرژیه باید اینجوری ادامه بدم تا یه لحضه هم ناراحت نباشه)
+بیا نامی شستمشون
@اوکی ممنون بیا بشین یکم کتابتو بخون تا اون موقع اما اول لباسات
+باشه نامی
.........
+میگم
@بله
+من دلم میخواد که
@چی میخوای
+میشه شب برام یکیشونو بخونی
@(خنده)چی مگه بچه ای؟
+یعنی نمیشه؟(ناراحت)
@شبیه این بچهایی ات اشکال نداره باشه من برات شب میخونم
+اخ جونننن
......
.......
..........
......
...
@ات چطوره خوب شده؟(شک)

+اممم خوبه خیلی دوسش دارم
@واقعا
+اره
دقایقی بعد
@خب دیگه بسه پاشو از پای تلویزیون
+ای بابا باشه

...
رفت رو تخت
نامجونم پتو رو کشید روشو کتاب مجیک شاپو باز کرد تا بخونه
@خب
کتاب مجیک شاپ درواقع برگرفته از موزیک ویدیو گروهی به اسم بی تی اسه
و این کتابم........
@داشتم میخوندم که دیدم خوابش برده
تا صفحه 24خوندم فقط
چراغو خاموش کردمو رفتم تو اتاق خودم تا بخوابم
داشتم به این فک میکردم که اگه برام یکاری پیش بیاد مجبورشم برم چی
ات خیلی دل نازکه
کاش خودم جای جیمین میرفتم....

ویو به دوسال بعد.
@تو این دوسال ات دیگه مثل قبلا نیس همش انگار ناراحته هرچی میخوام باهاش حرف بزنم خودشو عالی نشون میده من نگرانشم فقط یه سال و نیم مونده که جیمین بیاد
ویو ات.
الان دوسال از نبود جیمین میگذره و من دیگه اون ات قبلی نیستم دیگه خوشحال نیستم انرژیمو از دست دادم دیگه حتی نامجونم فهمیده و میگه
پس کو اون بچه کوچولو کیوتم
من الان دیگه دارم دانشگاه میرم و ازینکه جیمین تو همچین لحظه ای پیشم نیس واقعا ناراحتم میکنه
ولی سعی میکنم بازم منتظر بمونم
ویو یک سال بعد که قراره این ماه جیمین بیاد
...........
دیدگاه ها (۴)

#میکاپ_آرتیست_من

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

پارت ۱۰که یهو ات گریش گرفتات: ی..یوری..م..من اینو..ک..کشتم؟!...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

قربون خنده هات🥺🤏ادامه...(پارت اخر)ن:ات اون مال خیلی وقتهات:م...

عام، سلام 👋🏻این پست رو فونت نمیزارم چون مهمه و گفتم راحت بخو...

part¹²ویو جونگکوک::نمیدونستم اون یارو کی بود و ات رو واسه چی...

وقتی آیدل بودین و از هم جدا شده بودین...#دوپارتیپارت¹همچی عا...

𓆩 پارت ۵۳ 𓆪 🖤جیمین هنوز داشت به ات می‌خندید که گوشی‌اش زنگ خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط