گفتم ز عشقبازی در کَس نشان ندیدم

گفتم ز عشقبازی در کَس نشان ندیدم
زد بوسه بر لبانم گفتا نشانه با من

گفتم دلم چو مرغی ست کز آشیانه دور است
دستی به زلف خود زد گفت آشیانه با من

گفتم ز مهربانان روزی گریزم آخر
گفتا که مهربان باد اشک شبانه با من
دیدگاه ها (۱)

پدرم نیست ...

پارت هجدهم 《Custom kiss》 اجوشی دستا...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۸ : «پدری که برگشت...»نیمه‌شب بود.جونگوک...

گفتم ز عشقبازی در کس نشان ندیدم زد بوسه بر لبانم گفتا نشانه ...

گفتم ز عشقبازی، در کس نشان ندیدم زد بوسه بر لبانم، گفتا نشان...

گفتم ز عشقبازی در کَس‌نشان‌ندیدمزد بوسه بر لبانم گفتا نشانه ...

گفتم : بهانه‌ای نیست تا پر زنم به سویتگفتا  : تو بال بگشا ، ...

گفتم به دام اسیرم ، گفتا که دانه با منگفتم که آشیان کو ؟ گفت...

گفتم به دام اسیرم ، گفتا که دانه با منگفتم که آشیان کو ؟ گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط