گفتم ز عشقبازی در کس نشان ندیدم

گفتم ز عشقبازی در کس نشان ندیدم
زد بوسه بر لبانم گفتا نشانه با من

گفتم دلم چو مرغی ست کز آشیانه دور است
دستی به زلف خود زد گفت آشیانه با من

گفتم ز مهربانان روزی گریزم آخر
گفتا که مهربان باد اشک شبانه با من

#تکست خاص
دیدگاه ها (۶)

پارت هجدهم 《Custom kiss》 اجوشی دستا...

گفتم ز عشقبازی در کَس نشان ندیدمزد بوسه بر لبانم گفتا نشانه ...

گفتم ز عشقبازی، در کس نشان ندیدم زد بوسه بر لبانم، گفتا نشان...

گفتم ز عشقبازی در کَس‌نشان‌ندیدمزد بوسه بر لبانم گفتا نشانه ...

گفتم : بهانه‌ای نیست تا پر زنم به سویتگفتا  : تو بال بگشا ، ...

گفتم به دام اسیرم ، گفتا که دانه با منگفتم که آشیان کو ؟ گفت...

گفتم به دام اسیرم ، گفتا که دانه با منگفتم که آشیان کو ؟ گفت...

گفتم به دام اسیرم ، گفتا که دانه با منگفتم که آشیان کو ؟ گفت...

گفتم به دام اسیرم ، گفتا که دانه با منگفتم که آشیان کو ؟ گفت...

آمد ابوجهل ابولهب😒پیش سیدی دل میرسلیم گفتا،طلب دارم همین گر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط