{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم دوباره ببوسمش که...(part4)

خواستم دوباره ببوسمش که...(part4)
(ویو م.ا)
با ا.ت ی کاری داشتم برايه همین به سمت اتاقش حرکت کردم و وقتی در رو باز کردم...
م.ا:ا.ت عزیزم...
با چیزی که دیدم خندم گرفت ا.ت کوک رو پرت کرد اونور
ا.ت:مامان بخدا اون جور که فکر میکنی نیست ما فقط...
کوک:خاله جان دقیقا همون جوری هست که فکر می‌کنید ما داشتیم هم دیگر رو می بو...
با لگدی که ا.ت بهش زد حرفش قطع شد
کوک:اخخخخ
ا.ت:مرض
م.ا:(خنده)
ا.ت:اع مامان نخند دیگههه
م.ا:باشه باشه ولی خیلی بهم میاید
ا.ت:ماماننننننن
کوک:(خنده)
م.ا:(خنده)
م.ا:پس کوک تو پیش ا.ت بخواب
کوک:مرسیییی خاله جون(خر زوق)
ا.ت:واقعا که😑
م.ا:شبتون بخیر پرنده های عاشق
کوک:شب بخیر خاله جون
ا.ت:شب بخیر مامان قشنگم
رفتم بیرون و به بقیه گفتم اونا هم خیلی خوشحال شدن
همه:مبارکککهه
م.ک:وای خدا خیلی بهم میان
(ویو ا.ت)
رفتم بالشت کوک رو گذاشتم رو کاناپه ی کنار تختم که کوک گفت
کوک:یاااا چیکار میکنی
ا.ت شما رو کاناپه میخوابی
کوک:ا.ت(کیوت)
ا.ت:نه
کوک:ا.ت(فوق کیوت)
ا.ت:ایششش باشه بابا اصلا هر کاری میخوای بکن😒
کوک:مرسییی عشقم

میدونم کم بود چون که حمایت نمی‌کنید خب این همه می‌بینید ی لایک بکنید بخدا اتفاقی براتون نمی‌افته 😐🚬
دیدگاه ها (۱۲)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

تکپارتی جونگ کوک

تهیونگ پرسید: بچه مگه شما کرم دارینکوک و ا/ت: هاالیسا: ببین ...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

سرنوشت پارت (۱۲)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط